بدحالی بی دلیل - دلیلهای بدحالی

از دیروز دچار بدحالی بیدلیل شدم. یعنی حس هیچ کاری ندارم و کلافه هستم. دیشب  تا صبح خوابهای چرت و پرت دیدم. نصفه شب هم از خواب پریدم دست چپم بدجوری کرخت بود.

از اون جهت که بدحالی، بیدلیل نمیشه با خودم فکر کردم چرا حالم خرابه. چند تا دلیل پیدا کردم:

1- گرمای هوا - با وجودیکه هوای آفتابی رو دوست دارم ولی این آفتاب داغ توی تیر و مرداد کلا روح و روان منو میریزه به هم. دلم نمیخواد اصلا از در خونه بیام بیرون.

2- گرونی کوفتی - یعنی هر چی میخوام بخرم کلی رفته روی قیمتش. هر جا هم که میرم همه دارند درباره قیمتها حرف میزنند. همش نگران آینده هستم و فکرم حسابی مشغوله.

3- رژیم لاغری - هر وقت رژیم میگیرم، خوابم میریزه به هم. حالا خوبه من رژیم سفت و سخت نمیگیرم.

4- خبرهای بد - انگار به من نیومده اخبار گوش بدم. مثل همیشه از خودم میپرسم چرا آدمیزاد اینقدر بده؟

5- رفیق ناباب! - نمیدونم همه مردم اینقدر حالشون خرابه یا فقط دور و بریهای من غمزده هستند. واقعا نمیدونم با کی معاشرت کنم؟ معضل معاشرت پیدا کردم.

6- احساس نا‌امنی - خیلی زیاد خبر از دزدی و زورگیری میشنوم که مثل همیشه موج بعد از گرونیه.

 

بدحالی من خیلی هم بی دلیل نیست. دست کم شش تا دلیل پیدا کردم.

/ 5 نظر / 4 بازدید
آنا

ولی چون شوهر داری نباید حالت بد بشه.... [نیشخند][شیطان]

انا

بگردی دلایل زیادی برایبدحالی هست..سردستشونم فصل تابستونه و افسردگی هایی که گریبانگیر بعضی ها میشه...

corona

دستت درد نکنه که هرچی من میخواستم بنویسم و نوشتی [بغل] من هم دچار مشکل معاشرت شدم. همه این حس هایی که گفتی گاهی سراغ هر کدوم از ماها میتونه بیاد. ولی گذراست. چون یاد گرفتیم که باید چطور توو این امواج متلاطم شنا کنیم. تو هم شنا بلدی. گاهی خسته میشی و این موجا میان سراغت. بعدش خستگیت که در رفت کمی، دوباره با اعتماد به نفس شروع میکنی به شنا... پ.ن. : مرسی که به اعتیادت برگشتی [چشمک]

نوشين

عزيزم حال و روز همه همينجوريه[ناراحت] همه اين دليلها+ چندتاي ديگه رو من هم دارم كه حالم گرفته باشه ولي سعي ميكنم خوشحال باشم و به اينهمه بدي اطرافم اهميت ندم وگرنه داغون ميشم[نگران]