بسیار گران

جاتون خالی چند وقت پیش رفته بودم تئاتر "شب‌به‌خیر مادر". تئاتر خوبی بود. هم نمایشنامه و هم اجرا. غیر از من و مسیو، ده دوازده نفر دیگه هم توی سالن بودند. بقیه سالن خالی بود. هر چی حساب کردم نفهمیدم با دو ماه اجرا چه درآمدی به کارگردان و هنرپیشه ها و عوامل پشت صحنه میرسه.

هفته پیش رفتم سینما. فیلم "پذیرایی ساده". به نظرم فیلم خوبی بود. آدم فکرش مشغول میشد. هنرپیشه‌ها هم خیلی خوب بودند. به خصوص ترانه علیدوستی. عصر جمعه رفتم سینما توی اوج بیکاری. سینما هم تقریبا شلوغ بود. نصف سالن پر شد! بر خلاف همیشه که فقط دو ردیف تهش پر میشه. اونم سینمایی که از بهترین سینماهای ایران محسوب میشه.

من کله‌پاچه نمیخورم. اما اونا که اهلش هستند میگن یه کله‌پاچه‌ای معروف هست که صبحهای جمعه از پنج و شش صبح غلغله میشه. ملت از خواب صبح جمعه‌شون میزنند دست بچه‌های کوچولوی خوابالوشون رو میگیرند که بیاند و کلپچ بخورند.

میدونید دیگه توی ایران تفریحی غیر از خوردن وجود نداره.

سر ظهر یه سری به شاندیز و نایب و شمشیری بزنید. باید نوبت بگیرید. اونایی که میخوان بگن ما خیلی پولداریم گاهی یه پولی به دربان میدند تا نوبت جلوتر رو بهشون بفروشه.

تفریح دیگه اینه که میشه توی دهه اول محرم سوار ماشین شد و توی خیابونها دور دور کرد. آقا اینجا غذاش چیه؟ قیمه؟ زرشک پلو؟ بگیریم و به بیست تا غذای دیگه توی صندوق عقب اضافه کنیم.

یه تفریح کمیاب دیگه هم هست. نصیب هر کسی نمیشه. وقتی ضریح رو تو شهرها میچرخونند میشه از این ضریح رفت بالا و یا حتی زیر دست و پا له شد.

از اون جالبتر تفریحیه که جدیدا مد شده. میشه ساعت گذاشت و آفتاب نزده از خونه بیرون اومد و از درختای باغ خانه هنرمندان بالا رفت و به کشتن و اعدام کردن نگاه کرد.

یه تفریح صد در صد مجانی.

 

پیرو نظر مهدی این تفریح هم یادم اومد: تفریح خیلی جالب و سرگرم کننده ایه.  وقتی یه مشت روانی وحشی یه زن بدبخت رو دزدیدند و بعد از تزریق مواد مخدر بهش تجاوز کردند و بعد هم برهنه ولش کردند توی خیابون، میشه با موبایل ازش فیلم گرفت و خندید. هاهاها. چه قدر توحش خنده‌داره.

 

 

"بختش یار بود. در کشوری آدم نکشته بود که خرج سر بریدن برایش ناچیز باشد یا مخارج یک زندانی بی‌اهمیت." داستان بسیار گران - نوشته لئو تولستوی

 

/ 9 نظر / 4 بازدید
صبا

قسمت‌اخر رو خوب متوجه نشدم .. بله متاسفانه همین طوره که می گی ... نمی دونستم پذیرایی ساده اومده ...

نسیم

گشنگ نوشتی عزیزم. به من هم یه سر بزن

صبا

چه جالب ... تولستوی تولستوی و باز هم او

مهدی

تفریحات دیگری هم هست.... دیدن به یغما رفتن زندگی و مال و جان دیگران و هیچ عکس العملی - بجز فیلم گرفتن با موبایل- انجام ندادن دیدن اسیدپاشی دیگران و ترحم بیخودی کردن دیدن گرانی و فقر و فلاکت دیگران و حمله کردن به سوی فروشگاه های مرغ و گوشت و تخم مرغ مثل قطحی زدگان. دیدن گوش بریده شدن همه توسط همه و سکوت کردن و دم نزدن.. اینها همه تفریحاتی است که این روزها انجامش می دهیم و لذت می بریم....

پرندۀ سنگی

انگار تو شرایط بد اقتصادی مردم به تفریحات سرپایی و خوردنی رو میارن چون مطمئنن که همین حالا جواب میده ، آیندۀ مطمئنی لازمه که بشینن فلان تئاترو ببینن که دغدغه های ذهنی فلان نویسندۀ خارجی تو دوران گذشته بوده و دردی از درداشون دوا نمیکنه جز اینکه وقتی اومدن بیرون تازه گشنشون شده !!!!!!!!!!!!!!!!

گل ناز

رفته رفته دردناک تر شد جمله هات. آخرش گریه داشت. اما هیچ وقت دقت نکرده بودم تفریحی به نام خوردن هم وجود داره! فکر می کردم اصلا تفریح نداریم! چون خودم اهلش نیستم زیاد، بهش فکر نکرده بودم!

گل ناز

یعنی الان من کُشته ی اونی هستم که به اسم نسیم کامنت داده! وای خدایاااااا [کلافه]

corona

حساب خودتو از آندسته از آدمهای متوحش جامعه که گفتی، جدا کن. یعنی جدا هم هست البته، منظورم اینه که سفره ات رو جدا کن؛ بنشین برای خودت زندگیتو بکن.چون نمیشه اونها رو تغییر داد. ولی میشه آهسته از کنارشون رد شد.

آنا

واقعاَ تفریحای ما همیناست[اوه]. اون آخری رو دیدم. خیلی تاسف باره.[افسوس] افسردگی داره بیداد می کنه. واسه همین سرگرمی نداشتناست که تا یه کانال مثل جم قطع میشه همه سروصداشون در میاد.....