cuckoo's nest

دیروز میخواستم برم بقالی نزدیک شرکتمون خرید کنم. یه عمله ایستاده کنار در تا میبینه یه زنی از دور میاد میره دقیقا جلوی در می‌ایسته که خانمه بهش بگه برو کنار اونم بگه چشم!

منم میخواستم برم بقالی بهش گفتم برو کنار. ذوق کرد! دل عمله‌ای رو شاد کردم.

واقعا نمیدونم آدم از صبح تا غروب چند تا دیوانه روانپریش توی این جامعه میبینه.

/ 9 نظر / 6 بازدید
آنا

خدا عمرت بده مادر. دل یه نفرو شاد کردی. آدم تا می تونه باید به دیگران کمک کنه. [نیشخند]

نیمچه روانی

چه دل خوشی اندکی داره بدبخت! خوب چی میشه مگه باش اینجوری رفتار می کنی. آزاری نداره برات که!

ساناز

فکر کردن نمیخواد. خیلی زیاد

فاطمه صبا سفید

این که چیزی نیست! ما تو کوچه دبیرستان یه دیوونه داشتیم که عشقش این بود بیاد تو دبیرستان

اقای حس هفتم

خب بخاطر همین کار خوبی که کردی خدا می بردت بهشت! افرین که ثواب کردی....

اقای حس هفتم

حالا بیا و خوبی کن... یکی پیدا شده که بهتون بگه : چشم ! شما بزن استعدادشو کور کن...

corona

باز خدا پدرشو بيامرزه كه روانپريش ه بي آزاريه! [لبخند] نميدونم از صبح تا غروب چند تا روانپريش مردم آزار به پستمون ميخوره [اوه]

صبا

آخی به این این فکر کن که بالاخره یکی رو دلشاد کردی

گل ناز

[خنده] وای نباید بخندم![نگران]