گیاه میشویم

رابطه‌ام با گل و گیاهها بهتر از آدمها است. کلا زیاد حوصله آدم جماعت رو ندارم. نمیدونم زندگی قبلیم گیاه بودم یا توی زندگی بعدیم قراره گیاه بشم.

گاهی فکر میکنم توی زندگی فعلیم هم یه جورایی گیاهم!

امروز 5 نفری با همکارهام رفتیم ناهار. اصلا حرف مشترکی باهاشون پیدا نکردم. اون چهار تای دیگه بچه داشتند. درباره بچه‌هاشون حرف زدند و اینکه در آینده مادرزن و مادرشوهر میشند. اینکه آیا مادرزن و مادرشوهرهای خوبی میشند؟ یه مدتی هم درباره اینکه متولدین هر ماهی چه خصوصیاتی دارند که من اصلا اعتقاد به این مسایل ندارم. برای همین کلا در طول بحث خواب بودم و توی ذهنم احساس کردم الان یه چیزی تو مایه‌های دیفن باخیا و بنجامین هستم!

/ 7 نظر / 4 بازدید
رها

ناهار چی بود؟

صبا

من دوست داشتم لیندا باشم ... فشنه[نیشخند]

کرونا

[خنده] پس بگو چرا اونروز اینهمه ساکت بودی.... انروز هم خواب بودی؟ [پلک]

آنا

دیفن...[خنده]..ولیبه نظر من مثل گل مریمی...

آنا

رابطه با گیاه روح آدمو تازه می کنه. منم با آدم جماعت رابطه ای ندارم. البته به غیر از مجازیهاشون [چشمک]

گل ناز

[خنده][خنده][خنده] وای خیلی باحااااال بوووود! منم فکر می کنم یه جورایی مرغ عشقم! یا طوطی. برای همین عمیقا درک کردم چی میگی! مامانم گاهی برام دونه هم می خره! [خنده] (دونه ی سویا و ذرت و...)