گاهی اونقدر عصبانی میشم که کلافه ام میکنه

انگار خوندن این همه کتابای روانشناسی هنوز نتونسته برای حل مشکل کمکم کنه

پروژه مزخرف

بی مسوولیتی آدمها

ایشالا کله هر چی آدم بی مسوولیت و  بیخیاله بشکنه

 امروز برای رفع عصبانیت رفتم تیراندازی

عصبانیتم رفع که نشد هیچ یه مشت تیر هم الکی هدر کردم

عصبانیعصبانیعصبانی

 

 

/ 5 نظر / 8 بازدید
یولدوز*

دوست جان عصبانی برگشتی که؟!

آمفوتریسین بی

من که فقط با دویدن و راه رفتن اروم میشم در مواقع عصبانیت و داغونی.... بسته به شدت تخریب صورت گرفته روی ناحیه ی اعصاب و گاها روح و قلب شیشه ای و شکننده مان شدت و سرعت و مسافت طی شده تصاعدی افزایش می یابد... بعدش هم یه دوش می گیرم درد پاهام اروم شه ... بعد هم بیهوشی در اثر خستگی... معمولا وقتی بیدار میشم دیگه خوب شدم... اگه خوب نشده باشم دوباره همین چرخه ی بالا باشدت کمتر تکرار میشود... حرف زدن هم خیلی ارامبخش و تاثیر گذاره البته اگه یه گوش شنوا و مهربون در دسترس باشه...

صبا

از بی مسئولیتی آدم ها که هرچی بگی کمه ... می دونی من حق هم می دم ... طرف هیج منفعتی نداره براش ... همه چیز براش السویه اس

آنا

تیراندازی؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ [اضطراب] [چشمک]

گل ناز

من اینطور وقتا همیشه اون سوال کیانوش شب های برره توی ذهنم زنگ میزنه: من چرا اینجا موندم؟؟؟!