جمعی از کسبه محترم

توی یکی از قسمتهای سریال مرد 1000 چهره یا 2000 چهره بود که مهران مدیری مربی فوتبال شده بود. وقتی فوتبالیستها وارد رختکن میشدند همشون داشتند با گوشی موبایلشون درباره کارهای تجاری حرف میزدند. مهران مدیری به صاحب باشگاه گفت: بازیکنها نیومدند به جاشون جمعی از کسبه محترم وارد رختکن شدند!

الان شرکت ما هم به همین وضعیت دچار شده. یکی مشغول بساز بفروشی توی ملک پدریشه. اون یکی توی کار فروش سکه و ثبت نامشه. یکی دیگه دلار و یورو.... همه هم فقط دارند درباره این مسایل حرف میزنند مخصوصا حالا که شرکت پروژه درست حسابی نداره.

وقتی از مهندسی پول درنیاد، همه به جای اینکه بشینند مطالعه کنند و دانش کاریشون رو زیاد کنند، مجبورند بزنند توی این جور کارها که یه قرونشون رو دو زار ببرند بالا.

/ 10 نظر / 4 بازدید
آنا

راستش اومدم بهت بگم خیلی گشنمه..چند روزه غذا نخوردم...ازگشنگی دارم میمیرم..اگه امکان داره به من کمک کن

آنا

زندگی خرج داره...چاره چیه؟

corona

دارن از تووو + لید ه مل لی حمایت میکنن لابد [زبان]

صبا

به نظرم این کارها جوهره می خواد ... من ناراحتم که ندارم [ناراحت]

نوشين

سلام سوسن جون.خوبي عزيزم؟تعطيلات خوش گذشت؟ عزيزم مجبورند بيچاره ها چي كار كنن؟وقتي دخل و خرج با هم نمي خونه بايد چي كار كرد؟[افسوس]

آنا

سوسن جون بعضی از دوستان خواستن تا 20 فروردین برای ارسال عکسهاشون وقت بذارم. که منم نمی تونم بگم: نه. درهر صورت ممنون که عکست رو فرستادی عزیزم. [لبخند]

آنا

من چرا نمی تونم برای پست ناجاکا نظر بذارم؟ در هر صورت اینجا میگم: نمیگم کار من درسته ولی همیشه برای اینکه از کسی یا چیزی جدا نشم و تحمل جدایی برام سخته، اصلاَ آشنا نمیشم و تنهایی رو ترجیح میدم.... داستانِ تامل برنگیز- غم انگیز و جالبی بود.

سندباد

ظاهرا چاره ی دیگه ای هم ندارن .. و البته خیلی وقتا توده ی مردم در مسیر موجی که نامرئیه و اونا رو با خودش میبره ، ناخودآگاه شنا می کنن