تفویض و اردک آبی

 

یک پست با دو بخش صد در صد بیربط:

1- این جمله رو دوست دارم: افوض امری الی الله ان الله بصیر بالعباد

شاید حکم افیون رو داشته باشه. اما من وقتی این جمله رو میگم که همه تلاشم رو کردم و برای نتیجه اینو میگم تا فکرم آزاد بشه و تمام مدت درگیر نتیجه نباشم.

 

2- امروز برای اولین بار رفتم صبحانه رستوران اردک آبی توی تجریش، بازار تندیس. خوب و خوشمزه بود. پسندیدم. ولی شلووووووووغ بود. حتی با وجود رزرو آدم احساس میکرد همه توی رستوران چپیدند. من اگه جای مدیر رستوران بودم هم تعداد رزرو رو محدودتر میکردم هم بوفه سرد و گرم رو جدا نمیکردم چون بوفه سردش مالی نبود. هم اینکه اسم بیمزه رستورانش رو عوض میکردم. آخرش از همه مشتریها نظرسنجی میکنند. نمیدونم چرا این پیشنهادها رو براش ننوشتم.

/ 7 نظر / 24 بازدید
آنا

منم اون جمله رو دوست دارم..... اردک ابی هم رفتم اون موقعهایی که دست و دلبازتر بودن....

صبا

منم اون جمله رو دوست دارم یه لیستی از این جمله ها زیر میزم هست این دومیشه اولی ایش اینه (فمن یتوکل علی ا.. فهو حسبه) ما یه بار با دوستامون قرار گذاشتیم بریم یکی شون اینقدر دیر اومد که نرفتیم .. به جاش رفتیم یه پیتزا فروشی یه ذره پایین تر (فک کنم اسم اش وشه) بود .. خیلی خوب بود پیتزاهاش پیشنهادات هم خیلی خوب بود ... راست میگی اسم اس خوب نیست

قالیچۀ پرنده

با 1 به شدت موافقم [لبخند] من فکر می کردم این اسم بامزه س برای رستوران ! :)) کاشکی نظراتتونو می نوشتید

آنا

منم تکرار می کنم این جمله رو..... تندیس رو منم دوست دارم. البته یه اتفاقی افتاد یه روزی توش، که یه کم دلزدم کرد ولی همچنان میرم

نوشین

صبحانه نوش جونت[خوشمزه]

سارای خرداد

حالا چی خوردی کلک؟ تو این هوای سرد خوراکی سرد اصلا نمیچسبه... بنظرم بوفه سردشو باید تعطیل کنه! (یه نظر هم از مادر عروس[چشمک])

اقای حس هفتم

منم این جمله از جمله های دوست داشتنیمه. تو نسخه ی اصلی یه (( و)) فکر کنم اولش وجود داره: و افوض امری الی الله... کاشکی همه مون اینجوری بودیم و کارامون رو به خدا می سپردیم و اینقدر حرص و طمع و سگدو زدن نداشتیم... بگذریم. چی خوردی؟ گرم چی داشت؟