ساده ترین راه

ساده ترین راه اینه که سر کار نرم. پولی که دارم رو تماما خرج خوشگذرونی و تفریح و رفیق بازی کنم. هر یکی دو سال یه بچه به دنیا بیارم و از اینکه میبینم با هم بازی میکنند و توی سر و کله هم میزنند لذت ببرم. غذاهای چرب و شیرین و شور بخورم و اهمیتی ندم که اگه بمیرم چه آدمایی روی زندگیشون اثر منفی میذاره.

اما من صبح تا عصر سر کار میرم. یه بخش از حقوقم میره برای قسط خونه ای که خریدم یه بخش دیگه برای آینده سرمایه گذاری میشه بقیه اش هم خرج خودم میشه. بچه دار نمیخوام بشم. یا اگه بشم یه دونه. اونم نه الان. رژیم میگیرم و ورزش میکنم. چون نمیخوام به این زودی مریض بشم و از مریضی بمیرم.

دلیل این کارا اینه که نمیخوام مثل پدر و مادرم زندگی کنم.

 

 

 

/ 6 نظر / 4 بازدید
پونه صادقی

سلام سوسن خانومی چه راه خوبی کاش منم میتونستم همین راه رو انتخاب کنم.

حمیدرضا ابراهیمی نژاد

سلام..فکر بکریه..موفق باشی وسلامت[لبخند]

یه کاوه ی دیگه

هر کسی یه جور دوست داره من که پاراگراف اول رو بیشتر می پسندم. موفق باشی هر چی که بخوای همونه میتونی چون میخوای .

یک زن

سالم زندگی کردن خوبه می فهمم دوست داشتم بدر مادرم قلچماق بودند تا من مجبور نباشم غصه بیری کوری آنها را بخورم من هم خیلی وقتها نخواستم مثل آنها باشم ولی انگار ناگزیریم

بهاره

من فقط دوست دارم زندگی کنم اون اولی فکر نکنم زندگی بود...[گل]