چه میکنه این ضمیر ناخود آگاه

روز 10 آذر سال 1377 یعمی 13 سال پیش یکی از همکلاسیهای دانشگاهم توی جاده تصادف کرد و به رحمت خدا رفت. اون موقع ترم سوم بودم.

توی دانشگاه براش مراسم گرفتیم. خونواده‌اش اومدن و به همه ما یکی یه دونه قران کوچولو دادند که اولش اسم و عکس دختر مرحومشون بود.

ما هم بعد از مدتی همکلاسیمون رو فراموش کردیم. دیگه سالها بود که بهش فکر نمیکردم تا اینکه 5 شنبه شب درست در سالگردش یهو خواب اون قران رو دیدم که خونواده اش به من داده بودند.اصلا فراموش کرده بودم که همچین چیزی رو توی کتابخونه ام دارم.

واقعا ضمیر ناخودآگاه آدم چیز عجیبیه. درست بعد از 13 سال.... 

هم عجیبه هم جالب.

/ 10 نظر / 4 بازدید
پالیزبان

سلام راستش خواستم چیزی ننویسم و بروم اما دیدم تلخ نوشتن بهتر از هیچ ننوشتن است . پست شما را خواندم . اینکه بعد از 13 سال یاد از دوستی می کنید که رخت از دنیا بربسته و دست از دنیا تهی نموده است کمی تعجب برانگیز است . آیا ضمیر ناخوداگاه شما در این مدت بر سریری جلوس نموده و دور از خاطرات ( که شاید جزی از وجود ما باشند ) بر حکمرانی و فرمانروایی بر سرزمین های نیلی رنگ اشتغال داشته اند !؟ گرامی ! گمان می کنم یا حقیر این نوشتار شما را بد خوانده ام و استنباطم اشتباه بوده است و یا شما پسستان را اشتباهی نوشته اید . حق دوست چه باشد و چه نباشد همیشه بیش از اینهاست . پوزش می طلبم از تکدر خاطر . موفق باشید

بنفش

خدا بیامرزدش. یه چیزی براش خیرات بده مادر. چشم براهه.

چراغ موشی

بانظرت موافقم ادمین نازنین

رایان

طفلی دختره. [ناراحت]

چراغ موشی

پالیزیان نازنین مرا دریاب که هنوز زنده ام.اگربعدازمرگم تمام گلهای دنیارابرقبرم بریزی فایده ای ندارد.امروزبفریادم برس که زنده ام.برای زنده هاتلاش کن بفریادزنده ها برس.

Lizzy

بعضی وقتا تو خواب یه چیزایی یاد آدم میاد که اصلا فکرشم نمیکنیم که هنوز اون خاطره تومغزمون مونده باشه. انگار آدم و پرت می کنه سالها قبل وسط ماجراهای قدیمی

Hell Lord

نمیدونم اعتقاد دارید یا نه ولی سعی کنید فاتحه ای چیزی..روحش رو شاد کنید.[لبخند]من براش میخونم... مرگ همه ما همینطوره، هیچوقت فکر نمیکنیم ما هم میمیریم...ولی فقط یک لحظه.[خنثی]

بهاره

خدا رحمتش کنه. همین که گفتی و چهار تا خدا بیارمزی براش ملت بدن خوبه دیگه.

گل ناز

خدا رحمتش کنه...هیچ چیز اتفاقی نیست...جالبه.

Hell Lord

http://fa.wikipedia.org/wiki/%D9%86%D9%87%D8%A7%D9%86%E2%80%8C%D8%B3%D8%A7%D8%B2%DB%8C_%D8%AF%D8%B1_%D8%A8%D8%B1%DA%AF%D8%B1%D8%AF%D8%A7%D9%86 درباره ی ضمیر نا خود آگاه