CARPE DIEM ASSOCIATION

دیشب که بارون اومد....

فکر میکنید چی شد؟هیچی دریغ از یه تاکسی توی خیابون. ملت هم تا وسط خیابون راه گرفته بودند بلکه یه ماشین گیر بیارند. فکر میکنید حرص خوردم؟ نه حرص نداره. یه ماه دیگه دنیا تموم میشه! حیف عمرم نیست؟ راه افتادم چتر به دست و پای پیاده به طرف خونه. بین راه هم کلی مغازه دیدم. خلاصه اینکه حسابی از لحظه ابدی اکنون لذت بردم.

همینطور که داشتم خوش و خندان و با کمردرد راه میرفتم یه دختری رو دیدم که از روبرو میومد. اون چتر نداشت برای خودش هدفون گذاشته بود و داشت موسیقی گوش میکرد و زیر باران راه میرفت. دو تاییمون بیدلیل لبخند زدیم. از این لبخندهایی که این روزها کمه.

به نظر میرسه که "لحظه ابدی اکنون" یه انجمنه که اعضائش همدیگه رو زود تشخیص میدند.

/ 6 نظر / 4 بازدید
گل ناز

این پُستت حال داد...[چشمک] چه خوب بود همیشه فکر می کردیم دنیا فردا تموم میشه و غصه نمی خوردیم.[گل]

corona

انجمن؟ [متفکر] عجب! مواظب باش هم انجمنی هات بیش از دو نفر تجمع نکنن [زبان]

صبا

اصطلاح جالبیه .... از کجا اومده ... بعد احتمالا یه فرق ظرفیفی با لذت بردن از خوشبختی های کوچک داره ؟

آنا

منم عاشق راه رفتن زیربارونم..با موسیقی

مهدی

حالا اگه دنیا هم نخواد تموم بشه شما هی بگو هی بگو که تمومش کنن ....

آنا

حالا اگه دنیا یه ماه دیگه تموم نمیشد، حرص می خوردی از نبودن تاکسی؟