شلختگی

امروز وقتی داشتم از شرکت برمیگشتم یه خانم حدود 50 ساله کنارم توی تاکسی نشسته بود که چند تا برگه تبلیغ توی دستش بود. برگه ها رو بعد از چند دقیقه مچاله کرد و چپوند توی کیفش. باز جای شکرش باقیه که از پنجره تاکسی توی خیابون ننداخت. چند لحظه بعد موبایلش زنگ خورد. در حالیکه با تمام نیرو آرنجش رو به بعضی از اعضای بدن من فشار میداد نچ نچ گویان دنبال موبایلش توی کیفش گشت. خدا رو شکر بالاخره موفق شد پیداش کنه. با  موبایل این حرفا رو زد:

- چی کار کنم. ترافیکه دیگه. من چه میدونستم ترافیکه.

برای کرایه یه هزاری به راننده داد. بعد از کنکاش توی جیبش یه 50 تومنی مچاله هم پیدا کرد و داد به راننده که راننده قبول نکرد و گفت خیلی داغونه.

به دستاش نگاه کردم. ناخنها یکی کوتاه یکی بلند. با یه انگشتر طلای جرم گرفته.

طی این مدت کوتاه توی تاکسی فهمیدم که ایشون نه مدیریت کیف بلده نه مدیریت زمان نه مدیریت پول نه مدیریت طلا و نه مدیریت ناخن.

پ.ن: منظورم از این پست این نبود که من خودم خیلی آدم مرتبی هستم. بیشتر توی این فکر فرو رفتم که ببینم من خودم توی چه چیزایی شلخته هستم که رفعش کنم.

/ 8 نظر / 4 بازدید
corona

يه جورايي اين قضايا انگاري به هم وصلند. يعني طرف وقتي به ناخن و انگشترش نميرسه، معلومه که به کيفش هم نميرسه. وقتي هم به کيفه نرسيد، قطعن از باقي قضايا هم به همين راحتي ميگذره. مرسي. تذکر به جايي بود. گاهي دوست دارم نوشته هاتو پرينت بگيرم، قاب کنم بذارم جلوي ميزم[قلب]

صبا

این روزها به همه حق می دم ... [گل]

ارام

اتفاقا اینجور چیزا یه جور تلنگره که ادمو وا میداره یه بازنگری کنه روخودش

سندباد

همممممممم آره وقتی آدم یه چیزایی رو می بینه برعکس بیشتر مواقع اول به خودش یه نگاهی می ندازه . این معنای درست تر آینه بودن انسان برای باقی انسان هاست نه فقط بازتاب عیوب دیگران بودن [گل]

آنا

منم همیشه تو کیفام شلخته ست[خجالت]

گل ناز

یه نظر بدم در مورد مدیریت ناخن! گاهی وقتا نمی شه از دور قضاوت کرد. مثلا من ناخنام یه جوریه که وقتی از 4میلیمتر بیشتر میشه، خودبخود می شکنه و من مجبور می شم به خاطر یکی بقیه رو فدا کنم! بعضی وقتا هم از نصفه می شکنه و اون وقت دیگه واویلا دارم تا تیکه ی شکسته برسه به انتهای ناخن و باز یه فرم خوب به خودش بگیره. هرچی ممکن بوده خورده م و هرچی ممکن بوده مالیده م به ناخن هام و نتیجه عوض نشده. حتی از طریق تفکر هم روش کار کرده م، موقتی بوده... گاهی ناخن های من از دور بد منظره ست در حالی که تقصیر خودم نیست. نمی شه یه طرفه قضاوت کرد در مورد آدم ها و یا حتی در مورد خودت... خیلی حرف زدم ولی بطور کلی با متن ات موافق بودم یعنی منظورتو گرفتم اما به قول "صبا" این روزها به همه حق میدم!

آنا

من بعضی وقتا (مخصوصا اتاقم) به شکل وحشتناکی شلخته میشه[ابله]. انا خدائیش رفعش می کنم[خجالت]. متاسفانه خانمهایی هستن که اصلا به خودشون نمی رسن. مثل همین خانوم مثلا همین ناخناش. حتما سر و وضعشم زیاد جالب نبوده. خوشم نمیاد ازاین جور آدما. [قهر]

پرندۀ سنگی

ببین من فهمیدم اگه این تاکسیا نبودن من 90% کمتر ازین مطلب برای وبلاگم داشتم [نیشخند]