بهار دلنشین

یک نوازنده سنتور هست کنار میدان ونک میشینه و ساز میزنه. قشنگ میزنه و آهنگهاش متنوعه. بیشتر هم آهنگهای ترانه‌ها و تصنیفهای قدیمی رو میزنه. مثلا بهار دلنشین. من خودم با وجودیکه صبحها عجله دارم ولی یه چند لحظه ای می ایستم و گوش میدم. خیلی ها رو هم دیدم که گوش میدن.

یاد یه ایمیلی افتادم که چند سال پیش دستم رسید درباره یه نوازنده ویولون حرفه‌ای که توی مترو ایستاده بود و یکی از آهنگهای باخ یا یک فرد مشابه رو میزده ولی کسی  تحویلش نگرفته بوده.

بعد هم توی اون ایمیل کلی مردم رو سرزنش کرده بود که یعنی بیشتر آدمها فقط عجله دارند و لحظاتشون رو از دست میدن و از این حرفا.

راستش از وقتی این نوازنده سنتور رو دیدم یهو به ذهنم زده نکنه باخ و بتهوون و موتزارت اینقدرها هم که ما فکر میکنیم نابغه نبودند.

به هر حال هر چه از دل برآید لاجرم بر دل نشیند.

/ 7 نظر / 4 بازدید
آنا

دلم برای این جور هنرمندا میسوزه.......

مرجان

سوسن بانو. چند تا پستت رو خوندم اون پستی که غلط املایی رو به سطحی بودن نسبت دادی رو هم خوندم و جالبه که خودت هم شصت(دهه شصت لابد منظورته)‌رو شست نوشتیش.این مساله ای نیست که ربطی به سطحی بودن داشته باشه خشگلم. نمیخواستم اولین بار که میام ازت غلط املایی بگیرم ولی خوپ دیگه.

صبا

به این ها می گن لذت بردن از خوشبختی های کوچیک زندگی ... [لبخند]

گل ناز

یه بار توی یکی از شبکه های فلان! یه برنامه دیدم راجع به یه پسره آلمانی بود که خیلی به موسیقی ایرانی علاقه داشت و میرفت می نشست توی خیابون توی یکی از شهرهای آلمان و سنتور میزد. چقدرم خوب میزد. مردم جمع میشدن وگوش میدادن. برام خیلی جالب بود. از دیدن یه فیلم عاشقانه بیشتر رو احساساتم تاثیر گذاشت. اون ایمیل جالب رو منم خونده م. هر نعمتی که رایگان باشه معمولا قدرش دیر دونسته میشه.

آنا

ا من اون سنتوری رو دیدم...

سینا

اینجا همیشه مرغ همسایه هامون غازه