رویاهای آویزون
 
نويسندگان
لینک دوستان
پيوندهای روزانه

خلاصه داستان: داستان اولش با ساخت یه کوپن جعلی توسط یه دانش آموز شروع میشه (یه چیزی تو مایه های تراول چکهای ایران). این خلاف یه خورده کوچک مثل دومینو همینجور زنجیروار توی جامعه میره جلو تا آخرش میرسه به یه آدمی به نام استپان که مثل آب خوردن آدم میکشته دیگه یعنی از این خلاف بزرگتر نیست. توی قتل آخرش با یه زن خیلی پارسا و مثبت به نام ماریا روبرو میشه که لحظه مرگ بهش میگه "تو با این قتلها روح خودت رو سیاه میکنی."خلاصه استپان متحول میشه و از اینجا دومینو برعکس میشه و همه به سمت خوبی پیش میرند.

داستان واضحه یه بدی کوچک یواش یواش توی جامعه میشه وحشتناکترین خلاف ممکن. اما خوبی میتونه بدیها رو پاک کنه و از بین ببره.

خدا کنه فقط توی قصه اینجوری نباشه!

یه نکته باحال توی این داستان بلند این بود که توی این چهل پنجاه صفحه داستان شاید پنجاه تا شخصیت جا شده بودند. خیلی جالب بود. حتی بعضیهاشون اسم هم نداشتند فقط شغلشون رو نوشته بود.

[ ۱۳٩٢/۱/۱۳ ] [ ٧:٤٠ ‎ب.ظ ] [ سوسن سوسن ] [ نظرات () ]
.: Weblog Themes By themzha :.

درباره وبلاگ

....
موضوعات وب
 
صفحات دیگر
امکانات وب