رویاهای آویزون
 
نويسندگان
لینک دوستان
پيوندهای روزانه

خلاصه داستان: شخصیت اصلی فیلم یه شاعر کُرد متولد بانه است به نام ساحل، که به جرم فعالیت سیاسی به سی سال زندان محکوم میشه و همسرش مینا هم به جرم همکاری باهاش به ده سال زندان. بعد از سی سال که ساحل آزاد میشه میاد دنبال زنش میفهمه دو تا بچه دوقلو داره. تا آخر فیلم هم نرفت پیش زنش و فیلم به نظر من ناتمام تموم شد. یه شخصیت دیگه هم توی فیلم بود به اسم اکبر که قبلا نوکر بابای مینا بوده و بعد از انقلاب نمیدونم چه کاره میشه. همش هم چشمش دنبال مینا بود. معلوم هم نشد بچه ها مال اون بودند یا ساحل.

توی فیلمهای قبادی گاهی صحنه‌های عجیب هست مثلا توی فیلم "لاکپشتها هم پرواز میکنند" ماهی قرمز رو که دادند دست کاک ستلایت، ماهی توی آب رنگش از بین رفت. ولی توی این فیلم دیگه خیلی ترکونده بود. لاک پشت از آسمون نازل میشد. ساحل بین گله کرگدن رانندگی میکرد. من از این صحنه‌ها چیزی نفهمیدم. باید یه نقد خوبی ازش پیدا کنم یا یه مصاحبه‌ای با قبادی. بالاخره حتما یه منظوری داشته دیگه.

فیلم رو با وجودیکه توی ترکیه ساخته بود و آزادی اونجا بیشتره ولی من از فیلمهای ایرانش بیشتر خوشم اومد. این فیلم همش دور مساله اکبر میگشت که دنبال مینا بود. همچین عشقی هم در کار نبود فقط دنبال سکس بود. یه بار هم تو زندان به مینا تجاوز کرد. یه بار هم توی ترکیه تا بهش پاسپورت خروج از ترکیه رو بده.

فکر کنم قبادی جوزده شده بوده که میتونسته فیلم رو با صحنه آزاد بسازه. از موضوع اصلی پرت شد. حتی شعرهایی هم که ساحل گفته بود و توی فیلم گفته میشد به نظرم زیاد جالب نبود.

 

[ ۱۳٩٢/۱/۱۱ ] [ ۱۱:٥٧ ‎ق.ظ ] [ سوسن سوسن ] [ نظرات () ]
.: Weblog Themes By themzha :.

درباره وبلاگ

....
موضوعات وب
 
صفحات دیگر
امکانات وب