رویاهای آویزون
 
نويسندگان
لینک دوستان
پيوندهای روزانه

اول از همه لازمه بگم که شرکتمون آجیل شیرینی داد. از غرغرهای احتمالی بیخبرم. چون چهارشنبه عصر دادند بعدش رفتیم خونه. شنبه یکشنبه هم شرکت نبودم. یعنی مرخصی بودم. اونم از نوع استعلاجی.

چه کمردردی داشتم. هی واااای من. همش دولا دولا راه میرفتم. میخواستم از جام پاشم فقط جیغ و فغان بود که میکشیدم.

خدا به آمپول روباکسین عمر باعزت بده که با تزریق دو تاش بالاخره این گیر عضلات کمر من باز شد. 

البته از اون جایی که من همیشه جنبه مثبت هرچیزی رو میبینم خوشحال شدم که دستکم یکشنبه رو نرفتم شرکت. چون جشن آخر سال بود و مستر "س" کارشناس نمونه شد. باز هم هی وااااااااااااااااااااااای من. خوب شد من نبودم وگرنه سکته میکردم.   

کلا یکی از معیارهای نمونه شدن توی شرکت ما بیشعور بودن و تنبل بودن و بی‌ادب بودنه.     

 

 

[ ۱۳٩۱/۱٢/٢۸ ] [ ٩:۳۱ ‎ق.ظ ] [ سوسن سوسن ] [ نظرات () ]
.: Weblog Themes By themzha :.

درباره وبلاگ

....
موضوعات وب
 
صفحات دیگر
امکانات وب