رویاهای آویزون
 
نويسندگان
لینک دوستان
پيوندهای روزانه

 

سه تا خانم دور و بر میز من توی شرکت میشینند که به گفته خودشون تفریحشون غذا خوردنه.

به طور متوسط هر روز یک ساعت از زمان کاری رو فقط از غذا حرف میزنند.

امروز هم درباره طرز تهیه دلمه بادنجان مذاکره میکردند و ختم جلسه‌شون هم درباره خوراک لوبیاسبز شرکت بود که انگار آب بستند توش.چرا توش کوفته قلقلی نمیریزند و به جاش گوشت چرخ کرده معمولی میریزند؟  

یکیشون هم سر ناهار دائم کله‌اش توی بشقاب بقیه است. این چه؟ تو چی آوردی؟ چه جوری پختیش؟ غذای شرکت امروز چیه؟ چرا این رنگیه؟ من با رب دوست دارم. 

 

خدا رو شکر من دیگه ناهار نمیخورم وگرنه مطمئنم یه روز کله‌اش رو توی یه بشقاب غذا فرو میکردم تا در همون شرایط به رحمت ایزدی بپیونده و به آرزوش یعنی مرگ با غذا برسه.  

 

[ ۱۳٩۱/۱٢/۱ ] [ ۱٠:٢٢ ‎ق.ظ ] [ سوسن سوسن ] [ نظرات () ]
.: Weblog Themes By themzha :.

درباره وبلاگ

....
موضوعات وب
 
صفحات دیگر
امکانات وب