رویاهای آویزون
 
نويسندگان
لینک دوستان
پيوندهای روزانه

صبح که میخوام به سر کار بیام اصلا دلم نمیخواد از تخت جدا شم. کافیه اون روز جلسه داشته باشم که کلا از صبح استرس با من باشه. توی جلسه قلبم تند میزنه و هی به خودم میگم آروم باش تو که ضعیف نبودی. عصر که میام خونه باوجودیکه توی خونه هم کار و مسوولیت زیاد دارم ولی احساس آرامش میکنم.   

حتما فکر میکنید من دچار مشکل روانی شدم که برای یه جلسه یا برای سر کار اومدن اینقدر حرص میخورم.

نه موضوع اینه که من خیلی حالم خوبه. خیلی آدم محکم و پوست‌کلفتی هستم.

طی یکماه گذشته یکی از همکارهام به دلیل بیماری افسردگی در بیمارستان بستری شد یکی دیگه هم به دلیل فشار کار دچار مشکل قلبی شده و فعلا بهش مرخصی استعلاجی دادند. 

وقتی آدم حس کنه برای کوچکترین اشتباه توبیخ میشه و این توبیخ شامل ضایع کردنش جلوی همه تا ندادن حقوق میشه حال بهتری نخواهد داشت.

حالا اگه توبیخ هست کاش تشویقی هم بود. منظورم تشویق پولی نیست. کاش یکی به آدم میگفت دستت درد نکنه.

حق اعتراضی هم وجود نداره. در صورت اعتراض حتی مسالمت‌آمیز هم حالگیری برقراره.

کار بینقص یعنی وظیفه، کار با کوچکترین خطا یعنی برو بمیر.     


 

 

[ ۱۳٩۱/۱٠/۱٠ ] [ ۱:۱٢ ‎ب.ظ ] [ سوسن سوسن ] [ نظرات () ]
.: Weblog Themes By themzha :.

درباره وبلاگ

....
موضوعات وب
 
صفحات دیگر
امکانات وب