رویاهای آویزون
 
نويسندگان
لینک دوستان
پيوندهای روزانه

امروز نمیدونم به چه دلیل دائم دارم آپ میکنم.

من از مدرسه متنفرم مخصوصا از دبیرستانی که میرفتم. چون دائم به ما میگفتند که داری اشتباه میکنی. تو نمیدونی. تو گناهکاری. هفته‌ای یه بار هم یه خانم جلسه‌ای می‌آوردند که دائم توی گوش ما کنه که آدمیزاد حقیره و گناهکاره و اون دنیا به حسابش میرسند. باورتون میشه بچه‌های 15 16 ساله گاهی زارزار سر این سخنرانیها از خوف جهنم گریه میکردند. بچه‌های این سنی اون سر دنیا همش دارند میرقصند و تفریح میکنند و آموزش میبینند که اعتماد به نفس بالاتری داشته باشند.

مخصوصا توی این دبیرستان کوفتی به پای من زیاد میپیچیدند چون نماز نمیخوندم و به حجاب هم اعتقاد نداشتم. حالا انگار توی این مملکت اصلا میشه بدون حجاب بود.

وقتی به شخصیت خودم نگاه میکنم میگم خداوکیلی از من بچه مثبت‌تر کیه؟

اعتیادم که بازی فکری توی موبایلمه. تفریحم که نقاشی و کلاس زبانه. همش هم که سرم توی کار و کتابه. ته ته خلافم هفته‌ای یه قلپ شراب خونگیه که مطمئنم ده درصد الکل به زور توشه.

اونوقت چرا اینا همش به من میگفتند تو بدی تو داری اشتباه میکنی؟ دلم میخواد یه بار یکیشون رو ببینم بگم خدایی من آدم بدی هستم یا تو که همش داری با رنده کردن اعصاب بچه‌های مردم شکنجه‌شون میدی؟

مخصوصا اون همیز ابله رو. زن دیوونه اومده بود که دوره فشرده گذاشته بود درباره جن و روح! یکی از همکلاسیهام توهم گرفته بود میگفت توی خونه باد میزنه در بسته میشه وحشت میکنم فکر میکنم جن توی خونه است.

انگار این سیستم آموزشی داشت تمام تلاشش رو میکرد که بچه‌های نادان، خرافاتی و ضعیف‌النفس رو پرورش بده.

[ ۱۳٩۱/٩/٢۸ ] [ ۱٠:٢٤ ‎ق.ظ ] [ سوسن سوسن ] [ نظرات () ]
.: Weblog Themes By themzha :.

درباره وبلاگ

....
موضوعات وب
 
صفحات دیگر
امکانات وب