رویاهای آویزون
 
نويسندگان
لینک دوستان
پيوندهای روزانه

من هنوز نفهمیدم که خرید کردن رو دوست  دارم یا دوست ندارم. متفکر

خرید لباس برای من توی مایه‌های شکنجه است. حالا اگه اطاق پرو دلباز و خنک باشه کمی از شکنجه کم میشه ولی در نفس مساله اثری نمیذاره.

راه رفتن توی پاساژهایی که پر از لباس‌فروشی هستند اعصابم رو متشنج میکنه. البته نمیخوام به قشری از جامعه توهین کنم ولی کلا با بوتیک‌دارها مشکل احساسی دارم.

خرید لوازم آرایش هم کاملا رو اعصابمه به خصوص اگه فروشنده‌اش مرد باشه و بخواد توضیح بده که این رنگ به شما میاد یا نمیاد!

خرید عطر هم سرم رو درد میاره. دوست دارم عطر کادو بگیرم و نخرم.

حالا جاهایی که عاشق خرید ازشون هستم.

داروخانه‌ها اون قسمتی که ماسک و کرم و شامپو میفروشند.

بزازی به شرطی که خلوت باشه.

کتابفروشی‌هایی که بتونم توشون بچرخم و کتابها رو ورق بزنم.

و البته طلافروشی که با این قیمتها خیلی وقته طرفش نرفتم.

وقتی میرم توی مغازه‌های لوازم نقاشی هم روح و روانم به پرواز درمیاد.

از عطاری هم خوشم میاد مخصوصا اگه از اون ترازو‌های سنگی داشته باشه.

عاشق خرید از شهروند یا بقالی‌های بزرگی هستم که میشه توش گشت و کلی خرید کرد.

توی مسافرت فقط دوست دارم صنایع دستی بخرم.

[ ۱۳٩۱/۸/٢٢ ] [ ۱٠:٢۸ ‎ق.ظ ] [ سوسن سوسن ] [ نظرات () ]
.: Weblog Themes By themzha :.

درباره وبلاگ

....
موضوعات وب
 
صفحات دیگر
امکانات وب