رویاهای آویزون
 
نويسندگان
لینک دوستان
پيوندهای روزانه

جدیدا حس میکنم خیلی مد شده که آدمها به خصوص خانمها بگن ما خیلی مهربون و ناناز و حساسیم. (خودم هم مستثنی نیستم ها)

طرف شوهرش با یه خیریه همکاری میکنه، خانم میگه :"فی فی میره یه خیریه که برای بچه های بی‌سرپرست و مریضه. من که اصلا نمیتونم پامو اونجا بزارم اعصابم نمیکشه. اصلا دلم ریش میشه این بچه‌ها رو میبینم." (موش بخوردت.)

همه نشستند دارند فیلم میبینند رفتند توی بحر فیلم یهو طرف میگه :"وای کانال رو عوض کن این چه فیلمیه آخه. دلم ریش شد." تازه یه نفر رو هم میشناسم برای بقیه هم نسخه میپیچه :"وای سوسن این چه فیلمیه داری میبینی. تو روحت لطیفه. نگاه نکن!" (منتظر بودم تو بهم بگی.) وقتی هم میگی به خودم مربوطه جوابش اینه :"تو چه قدر نامهربون و بداخلاقی. من برای خودت میگم. به اعصابت فشار میاد."    (خفه شو بزار فیلمم رو ببینم دیگه.)

چهارشنبه سوری همه دارند توی حیاط آتش بازی میکنند و لذت میبرند اخماشو کرده تو هم میگه :"از خونه تا اینجا همش تنم لرزید. این همه رسمهای ایرانیها به فنا رفته اینم از بین بره دیگه." (تازه ما هیچ وقت ترقه بازی نمیکنیم همه آتش بازیمون در حد فشفشه و بالون و ... است.)

این هم یه حرف دیگه که از چند تا آدم مختلف شنیدم :"ما که جوونیمون توی این مملکت هدر رفت. جوونی نکردیم. همینه اعصابامون ضعیفه." (روانشناسا بهش میگن فرهنگ مظلوم‌نمایی در ایران.)

یه چیز خیلی بانمک! یه دوره مولوی خوانی با دوستام داشتیم. یه خانمی اونجا بود هر کس جدید که میومد بهش میگفت یه صفت خوب و یه صفت بد از خودت بگو. یه دختر خیلی لوسی اومده بود میگفت "صفت بد من اینه که خیلی مهربونم!" خانمه هم گفت "زحمت کشیدی الان که اینجا نشستیم هممون مهربونیم. توی شرایط حاد معلوم میشه کی واقعا مهربونه."

 

 

[ ۱۳٩۱/٦/۱٩ ] [ ۸:٠٧ ‎ق.ظ ] [ سوسن سوسن ] [ نظرات () ]
.: Weblog Themes By themzha :.

درباره وبلاگ

....
موضوعات وب
 
صفحات دیگر
امکانات وب