رویاهای آویزون
 
نويسندگان
لینک دوستان
پيوندهای روزانه

دو روز دیگه تولد یکی از معاونهای شرکته که میشه مدیر مدیر من.

امروز یکی از همکارها اومده میگه میخوایم نفری ده تومن بزاریم برای آقای رییس‌اینا کادو بگیریم. نمیدونم واقعا چرا یهو یادشون افتاده برای این آقا کادو بگیرند.

این آقای رییس‌اینا آدم بدی نیست ولی یک خصلت منفی که داره اینه که پاچه‌خوار مدیر عامله.

از این پاچه‌خواری خیلی منفعت برده. خیلی سریع طی چند سال پیشرفت کرده و تا سمت معاونی رفته بالا. البته باهوش و زحمتکش هم هست ولی خوب کاتالیزور پاچه‌خواری باعث میشه آدم ره بیست ساله رو ده ساله طی کنه. جدیدا یه سوزوکی هم خریده و هی باهاش دوردور میکنه.     ما که بخیل نیستیم ایشالا خدا بیشتر بهش ببخشه آما......

من اصلا دلم نمیخواد توی این کادو خریدن سهیم بشم. آخه برای چی؟ این شرکت الان بیشتر از سه میلیون به من بدهکاره اونم توی شرایطی که چند تا پروژه گرفته و وضع شرکت قابل قبوله. وقتی هم بتونه بدهیش رو صاف کنه احتمالا با سه میلیون میشه یه بال مرغ خرید.

با این زحمت پول درمیارم اونوقت ده تومن بزارم برای کسی که برای این مدیر عامل بیشعور داره بادمجون دور قاب میچینه؟

صندلیهای همه شرکت رو عوض کردند غیر از بخش ما. همش به این مدیر میگیم یه کاری کنه صندلیهای ما هم عوض بشه آقا اصلا عین خیالش نیست. میترسه ذهن مدیرعامل رو با بحث صندلی مغشوش کنه.

وقتی همه پول بزارن من هم خواه ناخواه باید بزارم دیگه. نمیشه 20 نفر پول بزارن من یه نفری پول ندم.

[ ۱۳٩۱/٥/٢٢ ] [ ۱:٢۸ ‎ب.ظ ] [ سوسن سوسن ] [ نظرات () ]
.: Weblog Themes By themzha :.

درباره وبلاگ

....
موضوعات وب
 
صفحات دیگر
امکانات وب