رویاهای آویزون
 
نويسندگان
لینک دوستان
پيوندهای روزانه

یک نمونه از طلبکاری دائمی: صبح سوار تاکسی میشم کرایه تاکسی 850 تومنی رو هزار میگیرند. دلیلی نداره با راننده بحث کنم چون اکثرا آدمهای بددهن بی‌ادبی هستند. نظارت بر تاکسیرانی برای همین روزهاست دیگه. زنگ میزنم 1888 گزارش میدم. ولی فردا و پس فردا باز هم هزار تومن میگیرند.

یک نمونه از بی احترامی: سوار تاکسی میشم، راننده نمیگه تو آدمی یا سیب‌زمینی. سیگارشو روشن میکنه. تازه لطف میکنه پنجره رو باز میکنه و دودش رو میده بیرون. اگه اعتراض کنی میگه خسته‌ام ناراحتی پیاده شو! پیاده هم که بشی دو تا قلمبه بارت میکنه.

یک نمونه از مدیریت دولتی: چنارهای بلند خیابون کج شدند و دونه دونه دارند با یک باد یا طوفان میافتند. شهرداری میگه برای حفظ چنارها نیاز به همکاری شهروندان داریم! آخر مدیریت! من که به شخصه نمیدونم چه کاری از دستم برمیاد. برم چنار رو بغل کنم؟ دورش خاک بریزم؟

یک نمونه از مدیریت فردی: پایین چنارها توی جوی آب روان پر از لیوان یکبار مصرف و بطری آب و جلد بستنی و قوطی رانی و.... است. سطل آشغال به چه بزرگی همون بغله اونوقت پای شمشادهای بیچاره پر از بطری و کیسه و آشغاله.

 

بعد هم غرغر دائمی که گرونیه. چرا شهر کثیفه؟ چرا مملکت اینجوریه؟ وقتی تو به عنوان یه آدم، مدیریت آشغال توی دستت رو بلد نیستی دیگه از شهرداری و رییس جمهور و مجلس و ... انتظاری نداشته باش. اونم یه بی مسوولیت بیخیال مثل خودته با دامنه قدرت وسیع که ازش سو‌استفاده میکنه.

جشن هم میگیرند که یکی قراره بیاد دنیا رو از این بدبختی نجات بده!!!!

اگه یکی واقعا بیاد فکر کنم اولش باید یه دوره فشرده فرهنگ و شعور برگزار کنه.

[ ۱۳٩۱/٤/۱۱ ] [ ۸:۱٥ ‎ق.ظ ] [ سوسن سوسن ] [ نظرات () ]
.: Weblog Themes By themzha :.

درباره وبلاگ

....
موضوعات وب
 
صفحات دیگر
امکانات وب