رویاهای آویزون
 
نويسندگان
لینک دوستان
پيوندهای روزانه

یکی بود یکی نبود. در زمانهایی قدیم سرزمین وسیعی بود که کویر و جنگل و کوه و دریا و دره و رود و ... داشت.

در این سرزمین مردمی زندگی میکردند که کشاورز بودند. شعارشان "پندار نیک، کردار نیک، گفتار نیک" بود. دروغ نمیگفتند. هر ماه یک تا چند جشن برگزار میکردند و بین سایر اقوام به قوم شادخواره معروف بودند.

این داستان پایانی ندارد چون از سرنوشت قوم مورد نظر خبری در دست نیست.

سرزمینشان الان کوچکتر شده. جنگلهایش کچل و پر از آشغال است. رودهایش یکی درمیان خشکیده. دریاهایش افتاده دست در و همسایه. مردمی در آن زندگی میکنند که شعارشان هست "پندار افتضاح، کردار داغون و گفتار خشن". کشاورزیشان ضعیف شده و بخش بزرگی از نیاز خوراکیشان را از کشورهای دیگر وارد میکنند. این مردم عاشق غم و غصه و گریه زاری هستند. البته نه اینکه شادی نداشته باشند. شادیهایشان هیجانی و غیر عادی است. مثلا برای گردش به یک نقطه از کشورشان یک اتوبوس کرایه میکنند. صدای ضبط رو تا آخر و تا حد شکستن شیشه ها زیاد میکنند و در اتوبوس در حال حرکت میرقصند! دروغ جز لاینفک زندگی روزانه شان است.

من فکر میکنم درباره سرنوشت قوم اولی چند احتمال وجود دارد:

1- قوم اولی اصلا وجود نداشته اند یا اینکه ایده‌آل بودنشان ساخته و پرداخته ذهن خلاق تاریخنویسان دروغگو است.

2- یک شهاب سنگ قوم مذکور را نابود کرده.

3- آدم فضاییها آنها را دزدیده اند.

4- قوم دوم نواده قوم اول است اما یهو و یا شاید یواش یواش تصمیم گرفتند بچه های ناخلفی بشند.

.

.

[ ۱۳٩۱/۳/٦ ] [ ٩:٢٠ ‎ق.ظ ] [ سوسن سوسن ] [ نظرات () ]
.: Weblog Themes By themzha :.

درباره وبلاگ

....
موضوعات وب
 
صفحات دیگر
امکانات وب