رویاهای آویزون
 
نويسندگان
لینک دوستان
پيوندهای روزانه

حالا که دارم از مشقاسم مینویسم بزار چند تا پست بنویسم اقلا دلم خالی شه.

یه دوستی توی شرکت دارم به نام سیمین که اون با من یه درد مشترک داره به نام مشقاسم. فقط فرقش اینه که این درد برای اون دردناکتره چون مستقیم ور دست مشقاسم کار میکنه و به قولی نونش دست یاروئه.

بدبختی اینه که هر موقع میرم طبقه چهارم که سیمین هست این مشقاسم مثل روح توی سالن می‌وزه.     یعنی حتی اگه درگوشی هم حرف بزنیم میشنوه. گاهی فکر میکنم یه وقتایی دست و پا شکسته یه خورده فرانسه بلغور کنیم که نفهمه چی میگیم هر چند اینقدر خنگه که اگه انگلیسی هم با هم حرف بزنیم یه ربع باید فکر کنه که توی ذهنش ترجمه کنه.

به هر حال مجبوریم وقتی درباره‌اش حرف میزنیم اسم مستعار بگیم. اسم مستعارش هست هلیا. ای موش بخوره تو رو هلیا! با اون سیبیلای گربه‌ایت. 

این مشقاسم نمیدونم کلا به حرف زدن ما حساسیت داره یا اینکه فکر میکنه داریم پشت سرش حرف میزنیم که تا میرم پایین یه کلمه حرف بزنم حتی اگه کاری نداشته باشه یهویی از پشت میزش با اون صدای انکرالاصواتش سیمین رو صدا میزنه: خانوووووم مهندسسسس یه لحظه بیاید کارتون دارم.

هی توی روحت مرد

چند روز پیش رفتم پیش سیمین داریم برخلاف همیشه حرف کاری میزنیم که یهو صداش اومد: خانوووووم مهندسسسس.

ای بابا. حرف کاری هم که نمیتونیم بزنیم. عصبانی

البته فکر نکنید من از رو رفتما. من باز هم میرم طبقه پایین مبادا فکر کنه که برای حرفش تره هم خورد میکنم.

[ ۱۳٩۱/۱/٢۳ ] [ ۳:٢٦ ‎ب.ظ ] [ سوسن سوسن ] [ نظرات () ]
.: Weblog Themes By themzha :.

درباره وبلاگ

....
موضوعات وب
 
صفحات دیگر
امکانات وب