رویاهای آویزون
 
نويسندگان
لینک دوستان
پيوندهای روزانه

چند وقت پیش یه پست درباره کتابفروشیهای محله مون نوشته بودم. امروز به آخرین کتابفروشی موجود در محله رفتم. قبلا طبقه همکف لوازم تحریر و نقاشی داشت و زیر زمین بزرگش کتابفروشی بود. اما امروز دیدم بخش لوازم نقاشی کاملا خالیه و زیرزمین هم در شرف جمع کردنه. به خانم کتابفروش گفتم چی شده؟ دارید تغییر شغل میدید؟ هنوز امیدوار بود. گفت نمیدونم شاید اگه خدا بخواد باز هم کتابفروشی بمونیم. فعلا که سفارش نمیگیریم و همون کتابهای قبل رو قراره که تموم کنیم. میگفت این فروشگاه دیگه سودی نداره و بقیه همکارهاش هم توی این محل مغازه‌هاشون رو تغییر کاربری دادند به ظرف‌فروشی و رستوران و لوستر فروشی.

خاطره های زیادی از این کتابفروشی دارم و امیدوارم بسته نشه. فکر میکنم برای استخدام فروشنده توی این مغازه تست هوش یا روانشناسی میگرفتند. آدمهایی رو استخدام میکردند که سلیقه مشتریها رو یادشون بمونه.

فروشنده لوازم نقاشی عادت داشت به همه بگه سرکار خانم یا حضرت آقا. یادش مونده بود که من همیشه آلبومهای همایون شجریان رو میخرم. وقتی توی مغازه‌اش میرفتم میگفت : سرکار خانم آلبوم جدید استاد همایون رو هم آوردیم. 

فروشنده کتابفروشی هم وقتی وارد میشدم میگفت این کتاب هم جدید اومده فکر کنم خوشتون بیاد. جالبه که همیشه درست میگفت.

باز هم کتابفروشی خوب زیاد هست. کتابفروشی بهمن ونک. شهر کتابها. خود خیابون انقلاب. ولی من اینجا رو جور دیگه‌ای دوست دارم. شاید چون نزدیک محل زندگیمه.

امیدوارم باز بمونه و باز هم ازش کتاب و کاغذ آبرنگ بخرم.

[ ۱۳٩٠/۱٢/۱٤ ] [ ۱۱:۳٧ ‎ق.ظ ] [ سوسن سوسن ] [ نظرات () ]
.: Weblog Themes By themzha :.

درباره وبلاگ

....
موضوعات وب
 
صفحات دیگر
امکانات وب