رویاهای آویزون
 
نويسندگان
لینک دوستان
پيوندهای روزانه

توی شرکت قبلیمون خانمی بود که همیشه ناخنهای خوشگلی داشت. من فکر میکردم ناخن مصنوعی میچسبونه. یه  بار بهش گفتم کی وقت میکنی هر روز ناخن بچسبونی؟ گفت من ناخن کاشتم. اون موقع کاشت ناخن تکنیک جدیدی بود و منم توی باغ نبودم.  خلاصه اون موقع رفتم توی فکر کاشتن ناخن. اما از اون جهت که مشغله‌ام زیاد بود و درس و کار با هم قاطی شده بود دنبال یه فرصتی بودم که برم و ناخن بکارم. تا اینکه یه روز وارد شرکت شدم و چشمم به دست خانم ناخن قشنگ افتاد و با صحنه فجیعی روبرو شدم که دل سنگ رو آب میکرد 

ناخنهای کاشته رو برداشته بود تا بعد از چند ماه ناخنهای طبیعیش هوایی بخوره. غافل از اینکه اون زیر ناخنهاش ورقه ورقه شده بود و هر تکه اش یه رنگی بود قرمز و سفید حتی کبود. خلاصه اینکه از خیر کاشت ناخن گذشتم.

چند روز پیش توی شرکت یکی دیگه از همکارهام رو دیدم که ناخنهاش یهویی خوشگل شده بود. بهش گفتم ناخن کاشتی؟ گفت: نه کاور گذاشتم. کاشت چیه. ناخن خراب میشه. این خیلی بهتره. ضرر نداره. ارزونتره و...   خلاصه این دفعه رفتم توی فکر کاور. فورا هم زنگ زدم آرایشگاه خودم و وقت گرفتم برای امروز عصر.   بیصبرانه هم منتظر بودم که امروز از راه برسه. تا اینکه امروز صبح رفتم شرکت و باز هم صحنه وحشت انگیزی دیدم   

همکارم کاور ناخنها رو برداشته بود و زیرش ناخنهای شکسته دیده میشد که پوست اطرافش بدجوری خشک شده.این حادثه طی یک هفته اتفاق افتاده بود.

خلاصه اینکه تصمیم گرفتم با همون مانیکور که از قدیم و ندیم بین خانمها و آقایان رایج بوده کنار بیام و قید ناخنهای خوشگل رو بزنم.

[ ۱۳٩٠/۱٢/۱۳ ] [ ٥:۳۱ ‎ب.ظ ] [ سوسن سوسن ] [ نظرات () ]
.: Weblog Themes By themzha :.

درباره وبلاگ

....
موضوعات وب
 
صفحات دیگر
امکانات وب