رویاهای آویزون
 
نويسندگان
لینک دوستان
پيوندهای روزانه

گاهی وقتا زندگی مزه زغال اخته میگیره. آدم دوست داره ذره ذره بزاره توی دهنش و آروم بخوره و حالشو ببره. زندگی من یه چند وقتیه اینجوری شده.

اینقدر توی گوشمون کردند که همش باید دنبال یه چیزی بدوئی من همش عذاب وجدان دارم فکر میکنم دارم اشتباه میکنم.

وقتی میگم از شغلم راضیم همه تعجب میکنند چون همه همکارهام دنبال جای دیگه میگردند. وقتی میگم برای استرالیا یا کانادا یا هر نقطه دیگه‌ای از جهان اقدام نکردم و کشورم رو با همه شرایط سختش پذیرفتم باز هم با تعجب نگاهم میکنند. فکر میکنند من خنگم یا دیوونه شدم. وقتی گیر میدن به بچه‌دار نشدنم باز هم نصیحتها شروع میشه که پشیمون میشی. احتمالا خیلی ها هم که چیزی نمیگنند خیال میکنند کلا ما اجاقمون خاموشه.

راستش رو بخواید از درجا زدن خوشم نمیاد. هیچ وقت هم نمیزارم دوروزم مثل هم باشه. اما هر کسی راه و روش خودش رو داره.

شغلم رو دوست دارم چون دارم توش چیزهای جدید یاد میگیرم. نمیخوام برم خارج چون دوست ندارم همه چیز رو از صفر شروع کنم و دوست ندارم از خونواده‌ام دور باشم. با وجودیکه از بچه‌های کوچولو خوشم میاد اما دلیلی برای بچه‌دار شدن ندارم. اگه ده بیست سال دیگه خیلی دلم بچه خواست یکی رو میارم و بزرگ میکنم. همیشه اینقدر جنگ و بدبختی در جهان هست که بچه‌های زیادی رو تنها کنه. من درجا نمیزنم چون هرروز تلاش میکنم چیز جدید یاد بگیرم حتی اگه در حد خوندن یه شعر جدید و فکر کردن بهش باشه.

اما این حرفها رو فقط میتونم توی وبلاگم بنویسم چون اگه به منتقدینم بگم مطمئنا هزاران پاسخ برای نفی کردن راه و روش زندگی من میارند.

منتقدین: عزیزم شغلتو عوض کن برو توی کارهای نفتی.

-پاسخ من: من از نفت و مشتقاتش بیزارم. فقط از آب و فاضلاب خوشم میاد.

منتقدین: اقدام کن برو خارج فوقش برمیگردی دیگه.

-پاسخ من: مگه به همین راحتیه؟ کلی خرج کنم برم اونجا بعد هم خوشم نیاد دست از پا درازتر برگردم. چند سال از زندگیم هم هدر بره.

منتقدین: یه بچه بیار حیفه. الان جوونی پس فردا به دردت میخوره.

-پاسخ من: یکی دیگه رو بیارم توی این دنیا که به دردم بخوره؟ میخوام صد سال به دردم نخوره.

 

و این داستان ادامه دارد.

[ ۱۳٩٠/۱۱/٢۸ ] [ ۳:٠٦ ‎ب.ظ ] [ سوسن سوسن ] [ نظرات () ]
.: Weblog Themes By themzha :.

درباره وبلاگ

....
موضوعات وب
 
صفحات دیگر
امکانات وب