رویاهای آویزون
 
نويسندگان
لینک دوستان
پيوندهای روزانه

 

یادمه قراردادهای نیروگاهی ما با سوریه از زمستون سال 1386  شروع شد. درست 15 اسفند جلسه رفتیم و طی دو هفته تا عید نوروز یه خروار مدرک پایه طراحی مهندسی رو هول هول فرستادیم برای شرکت کارفرمامون که با وزارت نیروی سوریه قرارداد بسته بود.

توی شرکت همکارها حرص میخوردند. میگفتند لابد ایران میخواد براشون مجانی نیروگاه برق بسازه. مدیرها میگفتند به ما چه. شرکت ما پولش رو میگیره. ما باید طراحیمون رو خوب تحویل بدیم.

خلاصه اینکه همه با دل خون نشستیم و طراحی کردیم و مدرک فرستادیم.

بعدش هم از سوریه جوابی روی مدارک نرسید. شرکت کارفرمای ما خودش مدارک ما رو چک کرد و نظر داد و طبق همونها داشتند نیروگاه رو میساختند. گاهی همکارهام ماموریت میرفتند سوریه. بعضی حتی چند ماه اونجا توی سایت موندند.

سال بعد هم قرارداد بعدی با سوریه بسته شد. در شهر حمص. باز هم مدارک طراحی آماده و فرستاده شد. شرکت کارفرما پیمانکار اجرا گرفت و رفتند که بسازند. پیشرفت به 70 درصد ساخت که رسید خبر اومد  هفت نفر از مهندسها و تکنیسینهای ایرانی رو در شهر حمص اسیر کردند.

خبری ازشون نیست. کسی نمیدونه کجا هستند. کسی حتی نمیدونه زنده هستند یا نه. اصلا نمیدونم دولت ایران و دولت سوریه چه اقدامی برای آزادی این اسرا کردند. واقعا وحشتناکه. نه فقط وضعیت اسرا بلکه احساس خونواده‌هاشون هم برای من قابل درک نیست. فقط میتونم همدردی کنم و آرزو کنم که آسیبی بهشون نرسه.

هر چند توی این عکس چهره های وحشتزده‌شون چیز دیگه‌ای میگه. اینکه حتی اگه زنده باشند و حتی اگه آسیب جسمی بهشون نرسه  قطعا تا مدتها این وحشت باهاشون هست.

 

[ ۱۳٩٠/۱٠/٢۸ ] [ ۱:۱٧ ‎ب.ظ ] [ سوسن سوسن ] [ نظرات () ]
.: Weblog Themes By themzha :.

درباره وبلاگ

....
موضوعات وب
 
صفحات دیگر
امکانات وب