رویاهای آویزون
 
نويسندگان
لینک دوستان
پيوندهای روزانه

اولین بار اسم آل رو توی یکی از داستانهای رسول پرویزی شنیدم. قدیمها اگه مادری که تازه بچه به دنیا آورده میمرد یا اینکه بچه اش میمرد میگفتند آل برده. از مریضیها و عفونتها که سر در نمیاوردند.

این فیلم تقریبا راجع به این موضوع بود. یه مهندس تحصیل کرده (!) همش نگران بود که همسر حامله یا بچه‌اش رو آل ببره! در واقع این آقای مهندس از بیماری روانی رنج میبرد. وسواس فکری داشت. از یه طرف دیگه فیلم میخواست بگه که آل خرافاته. با این وجود اینقدر نقش بیمار بودن مهندس و خرافات بودن آل کمرنگ بود که آدم فکر میکرد فیلم داره آل رو تبلیغ میکنه. یعنی میگه بله آل هست. قدیمیها درست میگفتند.

فیلم در گروه فیلمهای ترسناک بود ولی چون جلوه‌های ویژه خیلی قوی‌ای نداشت زیاد هم ترسناک نشده بود.

خوبی فیلم این بود که اطلاعات آدم رو درباره یک فکر خرافی قدیمی زیاد میکرد. مثلا میگفتند دور و بر تخت خانمی که بچه‌دار میشه باید پیاز ریخت که آل نیاد. البته نفس مساله برای اینه که پیاز خاصیت ضدعفونی داره و تا حدودی جلوی مریض شدن رو میگیره.

نکته دیگه اینکه همیشه توی فیلمهای ایرانی بچه پسره و پدر و مادرش سر این مساله خیلی خوشحالند.  یعنی نمیشه سازنده‌های این جور فیلمها با این همه تیراژ یه کم تلاش کنند و روی فرهنگ مردم تاثیر مثبت بزارند؟ ظاهرا کار فرهنگی سخته.

در کل به نظرم فیلم ضعیفی بود. اصلا بهتون توصیه نمیکنم که ببینید.

یه نکته جالب دیگه اینکه تیراژ این فیلم 300000 نسخه بوده. در حالیکه سری کتابهای بالزاک که توی کتابخونه‌امه هر کدوم بین 2000 تا حداکثر 3000  هست.

[ ۱۳٩٠/٩/۱٠ ] [ ٩:٤٤ ‎ق.ظ ] [ سوسن سوسن ] [ نظرات () ]
.: Weblog Themes By themzha :.

درباره وبلاگ

....
موضوعات وب
 
صفحات دیگر
امکانات وب