رویاهای آویزون
 
نويسندگان
لینک دوستان
پيوندهای روزانه

یه بار با یکی از دوستام رفتم مغازه مستر پیچ. یه کت بنفش نازک پاییزه قاطی یه عالم کاپشن دیگه بود. مغازه دار اینقدر مغازه رو بد چیده بود که اصلا این کت به چشم هیچ کس نمیومد. قیمتش هم ارزون بود. من خریدمش. از اون موقع هربار میپوشمش نمیدونم چه جوریه که همه به من میگن وااای چه کت خوشگلی. خیلی باحاله. نه مارکداره. نه گرون خریدمش. نه دوخت فوق العاده ای داره نه جنسش خیلی عالیه. ولی نمیدونم چرا به چشم همه میاد.

بعضی آدمها همین طورند. میبینی نه قیافه خاصی داره. نه تیپ فوق‌العاده ای داره. تحصیلاتش مثل بقیه است. پولش قد بقیه است. اما وقتی وارد یه جمعی میشه کلی شاخه!!  یا به قول حافظ "آن" داره.

شاهد آن نیست که مویی و میانی دارد

بنده طلعت آن باش که آنی دارد

[ ۱۳٩٠/۸/۱٠ ] [ ٧:٤٠ ‎ب.ظ ] [ سوسن سوسن ] [ نظرات () ]
.: Weblog Themes By themzha :.

درباره وبلاگ

....
موضوعات وب
 
صفحات دیگر
امکانات وب