رویاهای آویزون
 
نويسندگان
لینک دوستان
پيوندهای روزانه

جنوبی ها یک آیین دارند به نام زار زدایی. وقتی یکی اعصابش میریزه به هم میگن زار گرفته یه چیزی تو مایه های جن. بیشتر هم زنها زار میگیرند. بعد یه مراسم موسیقی میگیرند. طرف یه چادری پارچه‌ای چیزی میندازه سرش میشینه با سر و صدای ساز کلی جیغ و فریاد میکنه گریه میکنه حتی ورجه ورجه میکنه. حسابی که دلش خالی شد و آروم شد میگن زار از تنش رفته!

من امروز نیاز زیادی به آیین زار زدایی دارم. ولی دو قطره اشک هم که میخوام بریزم باید یواشکی باشه چه برسه به جیغ و زاری. چون آدم تا گریه کنه همه میگن وای چی شده افسرده شدی؟ مریض شدی؟ بیا برو دکتر. قرص آرامبخش بخور. 

من دلم گریه میخواد دلم میخواد زار زار گریه کنم.

میگن غم و غصه که توی دل آدم بمونه میشه غمباد. یا همون کم کاری یا پرکاری تیروئید.

اگه نفرت تو دل بمونه میشه سرطان.

اگه خشم توی دل بمونه میشه زخم معده.

روی غم و خشم خیلی کار کردم. ولی نفرت از دلم نمیره بیرون.

از وقتی بچه بودم همش همه میگفتند دختر خوب باید خانم باشه. فلانی پاچه‌ورمالیده است. مثل غربتیها حرف میزنه . جواب بزرگترش رو میده.

آخ که چه قدر دلم میخواد از همون دخترهایی باشم که بهم بگند پاچه ورمالیده سلیطه. دلم میخواد وقتی یکی یه چیزی بهم میگه نایستم نگاهش کنم بعد هم برم یه گوشه ای گریه کنم و تا آخر عمر نفرتش رو توی قلبم نگه دارم. دلم میخوام  جیغ بزنم. جواب بدم. دو تا بزارم روش حال طرف رو بگیرم. بهش بگم حالم ازت به هم میخوره. اصلا دلم میخواد غربتی باشم.

 

[ ۱۳٩٠/٧/٢٢ ] [ ٢:٠٠ ‎ب.ظ ] [ سوسن سوسن ] [ نظرات () ]
.: Weblog Themes By themzha :.

درباره وبلاگ

....
موضوعات وب
 
صفحات دیگر
امکانات وب