رویاهای آویزون
 
نويسندگان
لینک دوستان
پيوندهای روزانه

به دلیل اینکه تعداد زیادی از دوستهام پر کشیدند به اون طرف آب. و به دلیل اینکه باقیمانده دوستهام مثل خودم دچار مشغله زیاد هستند دنیای دوست بازی من محدود شده به دنیای مجازی. دنیای خوبیه اما گاهی بدجوری دلم تنگ میشه برای اینکه با یکی از دوستام برم ولگردی.

دوست شماره یک زنگ میزنه و میگه: سوسن میای امروز بریم کافی شاپ پاساژ کیش؟

من: امروز ؟ نه بابا وقت ندارم. نزدیک نمایشگاهمه باید نقاشی بکشم. فردا میخوام خونه رو تمیز کنم. پس فردا برنامه پیاده روی دارم با مسیو. پسون فردا میخوام غذا بپزم.....


دفعه بعد


من خطاب به دوست شماره یک: میای امروز بریم خرید؟

دوست: امروز که نه تا 5 شرکتم. بعد هم باید برم باشگاه. فردا تا 5 شرکتم. بعد باید برم کلاس فرانسه. آخه اقدام کردم برای کبک. پس فردا تا 5 شرکتم بعد خواهرم میخواد بره کلاس رانندگی باید باهاش برم. پسون فردا ...


دوست شماره دو قبل از اینکه کسی ازش دعوتی کنه میگه: من روزهای زوج عصر میرم کلاس زبان. روزهای فرد عصر میرم باشگاه. 5شنبه و جمعه میرم دیدن خواهرم و برادرم.


سر ناهار توی شرکت من و همه دوستام تا حدودی غمگینیم و میگیم احساس تنهایی میکنیم. دلمون گرفته ولی نمیدونیم چرا؟

بعد یکیمون از روزمرگی که درگیرش شدیم شکایت میکنه. یکی دیگه یاد دانشگاه میکنه که چه قدر با دوستان بهش خوش میگذشت. یکی دیگه حسرت زندگی دخترخاله اش رو میخوره که چه قدر خوش میگذرونه و چه قدر وقت داره. و اینکه چه قدر هممون دلمون برای یه هیجان هر چند کوچیک تنگ شده. حتی اگه این هیجان کوچولو یه قهوه خوردن دوستانه توی کافی شاپ پاساژ کیش باشه.




[ ۱۳٩٠/٧/۸ ] [ ٩:٥٤ ‎ب.ظ ] [ سوسن سوسن ] [ نظرات () ]
.: Weblog Themes By themzha :.

درباره وبلاگ

....
موضوعات وب
 
صفحات دیگر
امکانات وب