رویاهای آویزون
 
نويسندگان
لینک دوستان
پيوندهای روزانه

لاله سیاه اثر الکساندر دوما.

داستان روال ساده ای داره. ساده و گیرا. به صورتی که خواننده رو دنبال خودش میکشه.

همیشه در سادگی عمقی نهفته است که در پیچیدگی وجود نداره. این داستان هم خیلی فکر آدم رو مشغول میکنه. میشه ازش یک ظاهر ساده فهمید که یک داستان عاشقانه است. و البته میشه به عمق داستان رفت. به خود لاله سیاه که نماد نسل پس از جنگ هست. لاله سیاه قیمتیه و خیلی ها دنبالش هستند.

یک نکته جالب. شخصیت ون بارل کمی من رو یاد تیستوی سبز انگشتی میندازه. نه فقط به خاطر عشقش به باغبانی. تیستو با گل و گیاه دنیا رو تغییر داد. ون بارل هم با کشت لاله دنبال تغییر بود. میخواست با پول جایزه لاله کارهای مفیدی انجام بده. برای تیستو زشتی مساله غریبی بود. ون بارل هم جذب زیباییها میشد و در بخش اول کتاب نامش مرد خوشحال یا شاد واقعی نوشته شده بود.

ون بارل دو عشق در دنیا داشت گلهای لاله و رزا. جالب این بود که اسم رزا هم نام یک گل هست.

ترجمه کتاب کار خانم بنفشه حدادی بود که به نظرم ضعیف بود.

خود داستان هم در کل متوسط بود.

 

این متن رو برای دوستان حلقه کتابخوانی نوشتم.

 

[ ۱۳٩٠/٦/٢٧ ] [ ۱٠:۳٠ ‎ق.ظ ] [ سوسن سوسن ] [ نظرات () ]
.: Weblog Themes By themzha :.

درباره وبلاگ

....
موضوعات وب
 
صفحات دیگر
امکانات وب