رویاهای آویزون
 
نويسندگان
لینک دوستان
پيوندهای روزانه

از قدیم گفتند 8 ساعت کار 8 ساعت تفریح 8 ساعت استراحت.

حتی اگه فرض کنیم غذا خوردن و حمام و دستشویی هم جز تفریح باشه به نظر من آشپزی و خرید و ظرف شستن قطعا جز کار حساب میشه. ولی مال ما رفته توی 8 ساعت تفریح. از صبح تا شب 9 ساعت از بهترین زمانمون رو باید در شرکت باشیم. حتی اگه شرکت پروژه نداشته باشه و علاف باشیم باز هم باید بنشینیم پشت میزمون و ساعت پر کنیم. به زور با خوندن کتاب و زبان باید وقت بگذرونیم. من باید به کی بگم دلم میخواد خیلی از وقتم رو کار عملی با دست انجام بدم. دلم میخواد توی این وقتی که داره در شرکت حیف و میل میشه نقاشی بکشم اصلا دلم میخواد خیاطی کنم و بافتنی ببافم. تازه غر هم میزدند که چرا کم اینجا هستید و اضافه کاری بایستید. اتلاف وقت توی زندگی ما یه چیز عادی شده. از مدرسه و دانشگاه گرفته که مغز ملت رو با یه سری تئوری پر میکنند بدون اینکه کاربردش رو بفهمه. تا سر کار و اداره ها که حضور فیزیکی خیلی بیشتر از نتیجه مهمه. حتی توی شرکت ما که یه شرکت خصوصیه.

اگه طرف نجار یا قالیباف یا خیاط باشه زمانش دست خودشه راحت تر میتونه مدیریتش کنه. تازه اگه شاگرد هم بگیره مطمئنا شاگردش بهتر از شاگردی میشه که بشینه سر کلاس به صورت تئوری قالیبافی بخونه یک واحد هم آزمایشگاه قالیبافی پاس کنه!

کلا از سیستم استاد شاگردی که یه زمانی بر صنعت و هنر جهان حاکم بوده خوشم میاد. شاید به این دلیله که شاهکارهای معماری مجسمه سازی ادبیات فلسفه و... همش مال گذشته هستند. انگار الان همه چیز رنگ عجله داره.

[ ۱۳٩٠/٦/۱۳ ] [ ۱٠:٤۳ ‎ق.ظ ] [ سوسن سوسن ] [ نظرات () ]
.: Weblog Themes By themzha :.

درباره وبلاگ

....
موضوعات وب
 
صفحات دیگر
امکانات وب