رویاهای آویزون
 
نويسندگان
لینک دوستان
پيوندهای روزانه

خیلی چیزهایی که بیست سال پیش به نظرم مهم میومد ده سال پیش به نظرم مهم نبود.

خیلی چیزا که ده سال پیش روش تعصب داشتم الان دیگه به نظرم مسخره میاد.

حتما چیزایی هم هست که الان برام اهمیت داره و ته ذهنم بهش مشغوله که در آینده دیگه بهشون فکر هم نمیکنم.

آم هرچی دیدش نسبت به دنیا وسیعتر میشه تعصبش هم کمتر میشه.

 

دیشب بالاخره بعد از عمری نشستم و فیلم milk رو دیدم. پونزده شونزده سال پیش اصلا نمیتونستم فکرش رو هم بکنم که یه آدم معمولی میتونه همجنس باز باشه. تصورم این بود که حتما یا روانیه یا شاخ و دم داره. ده سال پیش به این نتیجه رسیده که خوب حتما بعضی از آدمهای معمولی توی جامعه هستند که اینجوری زندگی میکنند ولی من ترجیح میدم دور و بر من نباشند. یه چند سالی هم بود که با خودم فکر میکردم خوب هر کسی که اینجوریه به خودش مربوطه من هم اصلا برام مهم نیست که همکارم یا همسایه ام یا کلا آدمهای دور و برم اینجوری باشند.

یه قسمت فیلم نشون میداد که توی آمریکا معلمهای همجنسباز رو از مدرسه ها اخراج کردند. با خودم فکر کردم خوب آره من شخصا برام مهم نیست که آدمهای دور و برم اینجوری باشند اما اگه بچه داشتم اصلا دلم نمیخواست معلمش یه همجنسباز باشه.

یه جایی از فیلم یک نفر توی یک کنفرانس تلویزیونی دقیقا همین حرف رو به milk زد. اون هم جواب داد که پدر و مادر من هیچ کدوم همجنسباز نبودند. توی مدارسی درس خوندم که هیچ کدوم از معلمهاش همجنسباز نبودند اما خودم همجنسباز شدم. پس این چیزی نیست که بتونید با مدرسه و خانواده کنترلش کنید.

همجنسبازی هم مثل خیلی مسایل دیگه است که واقعا نمیشه کنترلش کرد.

نکته جالب دیگه اینه که ما اینقدر در کشورمون غرق تعصب هستیم که حتی رابطه طبیعی جنسی زنها و  مردها در کشورمون تابو هست. در مورد همجنسبازی هم که یارو میره توی آمریکا میگه ما اصلا توی کشورمون همجنسباز نداریم!!! انگار با گفتن این جمله، واقعا از کشورمون حذف میشند اونم ایران که سابقه تاریخی توی این مساله داره.

[ ۱۳٩٠/٦/۸ ] [ ٧:٥۸ ‎ق.ظ ] [ سوسن سوسن ] [ نظرات () ]
.: Weblog Themes By themzha :.

درباره وبلاگ

....
موضوعات وب
 
صفحات دیگر
امکانات وب