رویاهای آویزون
 
نويسندگان
لینک دوستان
پيوندهای روزانه

امشب مهمون داشتم. دوستی که ازایران رفته بود. چند سالی ایتالیا زندگی کرده بود و الان یک سالی میشه که در نروژ زندگی میکنه. دو تا دوست دیگه هم بودند که میخواستند برن کانادا. نه برای خودشون. بلکه برای بچشون چون دوست نداشتند بچه شون تحت این تعلیم و تربیت بزرگ بشه. صد البته من و مسیو هم مشتاق رفتن از ایران هستیم فقط به دلایل وابستگیهای شدید عاطفی به خانواده (و نه کشورمون) اینجا موندیم.

به همکارام نگاه میکنم. هر سال تعداد زیادی از همکارام یا به صورت تحصیلی و یا به صورت مهاجرتی دارند از ایران میرن. بقیه هم در فکر رفتن یا در شرف رفتن هستند.

به دوستای دانشگاهم نگاه میکنم تقریبا هیچ کدوم ایران نیستند. دوستای مدرسه ام  هر کدوم که درسخون و باهوش بودند رفتند.

 

به ایران بیست یا سی سال آینده نگاه میکنم. البته به دلیل سو مدیریت و خفقان شدید مساحتش از اینی که هست خیلی کمتر شده. و البته مردمش. چند تا چوپان و کشاورز که چشمشون به آسمونه و دانش کشاورزی و دامداری ندارند. تعداد بسیار زیادی بیسواد.  چند تا نیمه باسواد با دانش حوزوی برای ریاست به همون چند تا چوپان و کشاورز. و البته سخنرانی برای اون بیسوادها که بهشون بگن ما چه قدر خوشبختیم. کشورهای دیگه در حال سقوطند. برای اینکه از خشکسالی نمیرید بیاید نماز بخونیم. سرزمینی فقیر از لحاظ صنعت، فرهنگ، دانش و... خلاصه چیزی شبیه به ایران دوران قاجار شاید هم بدتر.  و تعداد بسیار زیادی ایرانی مهاجر نسل اول دوم سوم و غیره در کشورهای مختلف جهان که فارسی  رو بلد نیستند. چیز زیادی از ایران نمیدونند و البته براشون مهم نیست. چون در کشورهایی زندگی میکنند که آزادی فکر، اندیشه، سخن و  لباس دارند. و بهشون فرصت پیشرفت و موفقیت داده میشه و از استعدادهاشون به بهترین نحو استفاده میشه. و مغزشون با اراجیف پر نمیکنند.

 

صدای دوستم هنوز توی گوشمه که میگه به عنوان یک فارس شیعه در این کشور احساس خفگی میکنم خدا به داد اقلیتها برسه.

 

[ ۱۳٩٠/٥/۱٤ ] [ ۱:٤٠ ‎ق.ظ ] [ سوسن سوسن ] [ نظرات () ]
.: Weblog Themes By themzha :.

درباره وبلاگ

....
موضوعات وب
 
صفحات دیگر
امکانات وب