رویاهای آویزون
 
نويسندگان
لینک دوستان
پيوندهای روزانه

امروز برنامه نوبت شمای بی بی سی درباره حادثه خمینی شهر اصفهان بود.

یکی از حرفهایی که رد و بدل شد این بود که حادثه مشابهی هم چند وقت پیش توی کاشان و مشهد و رشت اتفاق افتاده چرا این یکی اینقدر توی بوق رفته!!

داشتم شاخ درمیاوردم یعنی اینقدر این حادثه برای ما عادی شده؟ اینقدر بی‌اهمیت که وقتی یکی از این حوادث رسانه‌ای میشه تعجب میکنیم؟

ما ایرانیها همیشه خودمون رو به دلایل تاریخی بالاتر از عربها میدونیم که من شخصا مخالفم. ولی چیزی که برام جالبه اینه که امنیتی که توی دوبی دیدم توی هیچ شهری از ایران ندیدم. واقعا به مردم دوبی، امیرشون، پلیسشون و هر کسی که در تامین امنیت این ولایت سهیمه تبریک میگم. شهری که توش انواع و اقسام آدمها از اقصی نقاط دنیا چه به عنوان توریست چه به عنوان کارگر حضور دارند و هر کسی میتونه تنها نیمه شب برای خودش بره پیاده‌روی. منظورم از هر کس، به عنوان نمونه دخترهای محجبه ای بود که  با چادر و لباس عربی شبها توی خیابون در حال قدم زدن میدیدمشون بدون اینکه کسی مزاحمشون بشه.

توی یه کتاب تاریخی میخوندم که نوشته بود در دوران حکومت مغولها در ایران، امنیت به اندازه‌ای بوده که یک زن تنها میتونست با باری از جواهر به تنهایی از کابل تا بغداد به سفر بره بدون اینکه به مشکلی برخورد کنه.

یه مساله جالب دیگه هم توی نوبت شما این بود که بعضی از اهالی خمینی‌شهر میگفتند پلیس شهر ما فاسده و با اراذل و اوباش و مافیای مخدر دستش توی یک کاسه است. بعضی هم میگفتند پلیس از اراذل و اوباش میترسه!

یکی از کارهایی که رضاخان انجام داد قلع و قمع جاهلها و قداره‌کشهایی بود که به قول خودشون میومدن چارسوق قرق میکردند.

 

گاهی فکر میکنم برای این سرزمین، شاید مغول یا یک دیکتاتور وطن پرست (و نه خائن) لازمه.

 

[ ۱۳٩٠/۳/٢٩ ] [ ٩:٠٤ ‎ب.ظ ] [ سوسن سوسن ] [ نظرات () ]
.: Weblog Themes By themzha :.

درباره وبلاگ

....
موضوعات وب
 
صفحات دیگر
امکانات وب