رویاهای آویزون
 
نويسندگان
لینک دوستان
پيوندهای روزانه

این جمله رو زیاد شنیدم که "توی ایران که تفریح وجود نداره فقط باید بریم رستوران"

واقعا تفریح وجود نداره؟ یا ما نمیدونیم تفریح چیه؟

پارسال دنبال یاد گرفتن قلاب بافی بودم. یه سایت پیدا کردم که مربوط به انجمن قلاب بافی در یکی از شهرهای آمریکا بود. الان اسم شهرش هم یادم نیست. چند تا خانم جوان و پیر با هم یه انجمن قلاب بافی تاسیس کرده بودند! کلوب داشتند. دور هم جمع میشدند قلاب بافی میکردند و به هم یاد میدادند. اطلاعات خوبی هم توی سایتشون بود. چند تا فایل ازش دانلود کردم و توی سایت هم ثبت نام کردم. هنوز هم ایمیلهاش برام میاد.

این یه تفریح کاملا مجانیه. ولی وقتی میگم من برای تفریح قلاب بافی میکنم همه بهم میخندند. قلاب بافی! مثل خونه دارا! حوصله داریا! من که عمرا بشینم قلاب بافی کنم!

خوب البته یه دلیل دیگه هم داره. همیشه توی کشور ما توی سر زنها زدند. به طوریکه همه کارهای زنانه احمقانه جلوه کرده. الان هر زنی که بخواد کلاس بزاره جوری رفتار میکنه که یعنی من از دنیای زنها دورم. ولی به نظر من آدم میتونه درس بخونه و کار بیرون رو داشته باشه در عین حال دنیای زیبای زنانه رو هم حفظ کنه. البته نظر منه.

حالا برمیگردیم سر بحث تفریح.

یادمه یه سفر که رفته بودم دوبی اونجا تفریح خیلی از ایرانیا این بود که برند به یه کاباره ایرانی تا ٢ بعد از نصف شب مشروب بخورند و رقص زنده نگاه کنند.

من مخالف کاباره و رقص و مشروب نیستم. هرکسی به خودش مربوطه که چه جوری تفریح کنه. ولی منظورم اینه که تفریح رو میشه ساخت و به وجود آورد. نیازی به هزینه هم نیست.

 

[ ۱۳٩٠/٢/۱٤ ] [ ۱۱:۱٦ ‎ق.ظ ] [ سوسن سوسن ] [ نظرات () ]
.: Weblog Themes By themzha :.

درباره وبلاگ

....
موضوعات وب
 
صفحات دیگر
امکانات وب