رویاهای آویزون
 
نويسندگان
لینک دوستان
پيوندهای روزانه

امروز یه داستان خوندم از عدنان غریفی درباره یه خانواده مهاجر به هلند.

حالم خیلی گرفته شد. همیشه توی فکر مهاجرت بودم و هستم ولی هیچ وقت مطمئن نبودم.

شاید خیلی فکر ایده آلی باشه ولی همیشه آرزو داشتم میتونستم سالی دو سه ماه توی یه کشور دیگه زندگی کنم بقیه‌اش رو توی همین ایران خودمون.

 

[ ۱۳۸٩/۱٢/٢۱ ] [ ٢:٠٠ ‎ب.ظ ] [ سوسن سوسن ] [ نظرات () ]
.: Weblog Themes By themzha :.

درباره وبلاگ

....
موضوعات وب
 
صفحات دیگر
امکانات وب