رویاهای آویزون
 
نويسندگان
لینک دوستان
پيوندهای روزانه

یه عکاسی نزدیک خونه ما هست که مال یه آقای عکاس پیر به نام علی آقا است. علی آقا کارش خیلی خوب بود. من از ده دوازده سال پیش برای عکس گرفتن یا ظهور عکس همیشه پیشش میرفتم. تا اینکه علی آقا پیر شد و مغازه رو داد دست دخترش و پسرهاش. بچه هاش همه عکاسند ولی چه عکاسی....

چند سال پیش یه عکس قدیمی که پر از ترک و شکستگی بود و بردم پیش علی آقا. از عکس دوباره عکس گرفت. روتوش کرد و ظاهر کرد. شد یه عکس سیاه و سفید خیلی عالی عین روز اولش. پول ظهور یه عکس معمولی رو هم ازم گرفت.

روی همین حساب هفته پیش دو تا عکس قدیمی بردم برای بچه های علی‌آقا که ترمیم کنند. دیروز رفتم گرفتم. عکس رو اسکن کرده بودند و پرینت گرفته بودند همین. تا اونم روی یه کاغذ پرپری. سی و هشت هزار تومن هم ازم گرفت.

وقتی بهشون میگم چرا کار باباتون اینقدر با کیفیت بود؟ جواب میدن بابامون اینقدر توی تاریکخونه روتوش کرده دیگه چشماش نمیبینه. شما هر جا عکس ببرین برای ترمیم همین جوری بهتون تحویل میدن.

وقتی میگم چرا این کاغذ اینقدر بی کیفیته؟ میگه دیگه از اون کاغذهای قدیمی پیدا نمیشه.

میگم چرا اصلا دست توی عکس نبردین؟ میگن الان همه چیز شده دیجیتال دیگه نمیشه مثل قبل عکس رو ترمیم کرد!

نتیجه اول: دیگه کار دست این عکاسهای بیخیال نمیدم و میرم دنبال یه عکاسی درست حسابی میگردم.

نتیجه دوم: انگار قدیمیها با عشق بیشتری بدون چشمداشت به پول کار میکردند.

[ ۱۳۸٩/۱٢/۱٧ ] [ ٧:٥۳ ‎ق.ظ ] [ سوسن سوسن ] [ نظرات () ]
.: Weblog Themes By themzha :.

درباره وبلاگ

....
موضوعات وب
 
صفحات دیگر
امکانات وب