رویاهای آویزون
 
نويسندگان
لینک دوستان
پيوندهای روزانه

شدیدا به قانون جذب ایمان پیدا کردم

چند روز پیش داشتم به شیشه عطرم نگاه میکردم دیدم نصفه است. به خودم گفتم ای بابا حالا وقتی این تموم بشه دوباره باید یه عالم پول عطر بدم. بعدش گفتم بیخیال حالا کو تا این تموم بشه تا اون وقت هم خدا بزرگه.. دیگه هم بهش فکر نکردم و چیزی هم به کسی نگفتم. تا اینکه دیشب خواهرم برای تولدم یه عطر بهم کادو داد!

باز هم چند روز پیش به خودم میگفتم برم از بزازی یه پارچه پشمی خاکستری طرحدار غیر چهارخونه بگیرم برای زمستون یه دامن بدوزم. ولی هر روز وقت نمیکردم. تا اینکه روز سه شنبه یکی از همکارام بهم یه پارچه خاکستری طرحدار غیر چهارخونه هدیه داد!

یه چند وقتی بود اساسی رفته بودم توی فکر "پندارنیک، گفتارنیک، کردار نیک" زرتشت و حسابی فکرمو مشغول کرده بود. یکی از کادوهای تولدی که یکی از دوستام بهم داد کتابی بود به نام "گفتار نیک"

مساله جالب اینه که من اصلا درباره هیچ کدوم از این فکرام حرف نزده بودم.

 

 

[ ۱۳۸٩/۸/٦ ] [ ۱٢:٠٥ ‎ب.ظ ] [ سوسن سوسن ] [ نظرات () ]
.: Weblog Themes By themzha :.

درباره وبلاگ

....
موضوعات وب
 
صفحات دیگر
امکانات وب