رویاهای آویزون
 
نويسندگان
لینک دوستان
پيوندهای روزانه

یادمه یه بار توی یه کتاب تاریخ هنر که داشتم میخوندم ، نوشته بود مانی پیامبر نه تنها خودش نقاش بوده بلکه تبلیغ کنندگان دینش و کسانی که کتابش رو مینوشتند هم نقاش بودند.

خوب خیلی به نظرم جالب اومد.

دین مانی فکر میکنم از زمان حکومت عباسیان کلا منسوخ شد.

با خودم فکر کردم اگه الان هنوز این دین برقرار بود و مثلا ماها مانوی بودیم اون وقت چه طور میشد.

احتمالا به دلیل تفکرات جنسیتی زنها حق نقاشی نداشتند!!! یا اگه داشتند با یه سری رنگهای محدود. یه زمانهایی هم حق نداشتند نقاشی بکشند یا به نقاشی دست بزنند.

یه آدمی که از بچگی استعداد نقاشی داشت میشد یه آدم مقدس که از طرف خدا انتخاب شده تا دین مقدس مانی رو ترویج کنه و خودش رو وقف اون کنه!!

یه سری آدمها از زیر نقاشی کشیدن در میرفتند و آدمهای پیر بهشون میگفتند ای بیدین بی نقاشی. عجب دوره زمونه ای شده ها! وقتی ما جوون بودیم روزی ۴ ساعت بلاانقطاع نقاشی میکشیدیم.

هر کی به یه نقاش حرفه ای میگفت بالای چشمت ابروئه میشد محارب با روح مانی بزرگ.

چرا ما آدمها اینقدر.....؟

 

 

[ ۱۳۸٩/٦/۳٠ ] [ ۸:٠۱ ‎ق.ظ ] [ سوسن سوسن ] [ نظرات () ]
.: Weblog Themes By themzha :.

درباره وبلاگ

....
موضوعات وب
 
صفحات دیگر
امکانات وب