رویاهای آویزون
 
نويسندگان
لینک دوستان
پيوندهای روزانه

دیشب سینما اقتباس یه فیلم اسپانیایی گذاشته بود به نام (سلول ٢١١)

شخصیت اصلیش (خوان) یه زندانبان بود که  در روز اول کارش در زندان با شورش زندانیا روبرو میشه و دست اونا میافته و خودشو زندانی جدید جا میزنه که کشته نشه.

فیلم خیلی خشن بود. (خوان) هم یه شرایطی براش پیش میاد که گوش یه نفرو میبره و یکی دیگه رو هم میکشه. جریان همون ابلیس درون ماست. همیشه وجود داره ولی توی شرایط خاص بیدار میشه. الان که من اینجا نشستم و دارم وبلاگ مینویسم معلومه که به قتل فکر نمیکنم و میگم ازم برنمیاد و من یه مورچه رو هم نمیتونم بکشم. همه همینو میگن. اما توی شرایطش.....  برای همینه که خیلی کشورا اعدام رو از مجازاتها حذف کردند.

فیلم آخرش خیلی بد تموم شد. (خوان) توی شورش کشته شد. رهبر شورشیا بدجوری زخمی شد. زن (خوان) مرد.

دیشب بعد از فیلم داشتیم با مسیو فیلم رو تحلیل و بررسی میکردیم!!!!به این نتیجه رسیدیم که اگه فیلم به جای اسپانیایی، آمریکایی بود، (خوان) از شورش نجات پیدا میکرد میرفت پیش زن و بچه اش. رهبر شورشیا به راه راست هدایت میشد و در پناه عیسی مسیح  به زندگی ادامه میداد. یه سری آدم بد این وسط هوا میشدند.

همینه که بیشتر مردم دنیا از سینمای آمریکا خوششون میاد.

ولی من بدم میاد آخه من یه نمه مازوخیسم دارم.

 

[ ۱۳۸٩/۳/۱٧ ] [ ٧:٢٤ ‎ق.ظ ] [ سوسن سوسن ] [ نظرات () ]
.: Weblog Themes By themzha :.

درباره وبلاگ

....
موضوعات وب
 
صفحات دیگر
امکانات وب