رویاهای آویزون
 
نويسندگان
لینک دوستان
پيوندهای روزانه

این متن را یکی از دوستان برای من فرستاده

يه نامه براي سيمرغ سرزمينم

می گویند.... امید را از کرم ابریشم بیاموز که روزی پروانه ای زیبا گردی ولی می دونید چیه ؟
کرم ابریشم امید دارد که روزی پروانه ای شده و بال می گشاید و نیروی انتظامی مگسها به او که حالا پروانه شده حمله نمی کند تا به جرم زیبایی بالهایش را بچینند و تا ابد درخانه زشت مگسها که افسردگی مایه غرور و زشتی رفتار و چهره ، مباهاتشان است اسیرش کنند. آیا یک پروانه بی دفاع که زندگی می کند تا زیبایی اش را همگان ببینند و بستایند می تواند در اسارتگاه مگسها با پوشش تعیین شده آنها زندگی کند و باز هم امید وار بماند ؟ اینبار امید به چه ؟ به که ؟ پروانه بی دفاع مانده ، عقابی نیست که دمار از مگسها درآورد. دیگر نایی برای عقابهای گرسنه نمانده. زیرا مگسها آنقدر محیط را مسموم کرده اند که غذایی برای هیچ عقابی نمی ماند....
سیمرغ وقتش شده که از خواب بلندت در دماوند بیدار شی تا ببینی دخترکان سرزمینت ، آن شاهدختهایی که زیباییشان تمام دنیا را به تحسین باز می داشته ، اکنون پر شکسته در گوشه ای افتاده اند.... سیمرغ ، در سرزمین تو که مردمانش از شادی و رقص هیچگاه دست نمی کشیدند  ، اکنون ببین که شاد بودن جرم است.... لذت از زندگی و زیبایی جرم است.... زندگی جرم است... تنها باید برای مرگ زندگی کنی...
[ ۱۳۸٦/۳/۸ ] [ ٧:۳۱ ‎ق.ظ ] [ سوسن سوسن ] [ نظرات () ]
.: Weblog Themes By themzha :.

درباره وبلاگ

....
موضوعات وب
 
صفحات دیگر
امکانات وب