رویاهای آویزون
 
نويسندگان
لینک دوستان
پيوندهای روزانه

(س) عزیز سلام

امسال ٢۴ سال میشه که با هم دوستیم.

از توی حیاط دبستان با هم بودیم. جشن تولدهایی که خونتون اومدم. تولد خودت. تولد خواهرات. تمام اون تولدا توی ذهنمه. بعد هم که نامزدی و عروسی خودت توی همون خونه.

خونتون رو خیلی دوست دارم. برای من پر از خاطره های خوبه. حتی روزایی که یادمه از دست (ای) نشسته بودی و گریه میکردی و من دلداریت میدادم.

خاطره شله زرد پختنای مامانت در تاسوعا. که همه دوستای تو و خواهر بزرگت و دخترخاله هات دور هم جمع میشدیم و تنها کاری که نمیکردیم شله زرد هم زدن بود.

یادمه یه بار تاسوعا نوار گذاشته بودی و تنهایی داشتی میرقصیدی که مامانت عصبانی شد و دعوات کرد. تو هم گفتی :"من به خاطر پیروزی حق بر باطل میرقصم."!

خاطره رامی بازی کردن. فال ورق گرفتن. همدیگرو آرایش کردن. فیلم دیدن. با هم زبان خوندن. حتی با چت بقیه رو سر کار گذاشتن!

یادمه وقتی داشتی از ایران میرفتی حالم خیلی گرفته بود. یاد همه این خاطره ها افتاده بودم. وقتی شنیدم داری برمیگردی یه جورایی ته دلم خوشحال شدم. هر چند که زیاد همو نمیبینیم. همش تلفن و اینترنت. ولی میدونم که یه دوست خوب و بامعرفت نزدیکمه. اگه کمکی ازش بخوام انجام میده. اگه هیچ کاری هم نتونه برام بکنه میتونه یک ساعت بی وقفه منو بخندونه به طوری که همه غم و غصه های دنیا از یادم بره.

الان هم که داری با شوهرت دنبال خونه میگردی خوشحالم که بالاخره خونه ات همین دور و براس.

همیشه همه به ما میگفتند: "شماها چه طوری با هم دوستید؟ شماها هیچ وجه اشتراکی ندارید.  " اما ما یه وجه اشتراک خیلی مهم داریم که هیچ کس نمیدونه. اونم اینه که هردومون یه خرده عجیبیم.

 

[ ۱۳۸٩/٢/۱٠ ] [ ۱:۳٧ ‎ب.ظ ] [ سوسن سوسن ] [ نظرات () ]
.: Weblog Themes By themzha :.

درباره وبلاگ

....
موضوعات وب
 
صفحات دیگر
امکانات وب