رویاهای آویزون
 
نويسندگان
لینک دوستان
پيوندهای روزانه

از فیلم ملبورن اصلا خوشم نیومد.

ریتم کُند اعصاب خردکنی داشت.

اما نکته جالبی داشت.

دو تا آدم تحصیلکرده باهوش که دارند برای ادامه تحصیل (احتمالا دکترا) میرند به استرالیا در برابر یکی از مشکلات زندگیشون خیلی ضعیف عمل می‌کنند. (سعی میکنند مشکل رو پنهان کنند آخرش هم پاسش بدند به یکی دیگه.)

مشکل رو نمیتونند حل کنند و به جاش دنبال دلیل بروز مشکل می‌گردند. (چرا بچه رو از همسایه گرفتی؟ بچه چون دمر خوابید خفه شد. چون من سیگار کشیدم خفه شد.)

حتی سارا (نگار جواهریان) بجای اینکه ببینه چیکار باید بکنه نشسته و دعا میخونه! دقیقا همون کاری که یه زن 60-70 ساله کم‌سواد ممکنه توی این شرایط انجام بده. (البته دعا به خودی خود بد نیست. اما اولش آدم دنبال حل مشکل میگرده بعد برای قوت قلب یه دعایی هم میخونه.)

آخرش هم مشکل رو پاس میدند به یکی دیگه.

سارا و امیر (پیمان معادی) آدمای آشنایی بودند.

خیلی از ما ایرانیها. 

کشورمون مشکل داره تقصیر نسل قبلیه که انقلاب کردند. تقصیر تاریخه. تقصیر عربهاست! 

سر کار پروژه دچار مشکل میشه دنبال یکی میگردیم که بندازیم گردنش نه اینکه حلش کنیم. (اشتباه در پروژه بعدی و بعدی هم تکرار میشه.)

یکی به مرگ طبیعی میافته میمیره بجای اینکه شرایط رو بپذیریم و به بازمانده‌ها دلگرمی بدیم میگیم تقصیر زنش یا شوهرش بود.

بچه میخوره به میز پاش درد میگیره. میگیم ای میز بد بچم رو زدی!!!

 

 

 

[ ۱۳٩۳/۱۱/٢ ] [ ۱٠:٠٧ ‎ق.ظ ] [ سوسن سوسن ] [ نظرات () ]
.: Weblog Themes By themzha :.

درباره وبلاگ

....
موضوعات وب
 
صفحات دیگر
امکانات وب