رویاهای آویزون
 
نويسندگان
لینک دوستان
پيوندهای روزانه

چند ترمی هست که به کلاس مترجمی دکتر رضوانی میرم.

دکتر رضوانی استاد و معلم خیلی خوبیه و توی این چند ترم خیلی چیزای خوب ازش یاد گرفتم. درخصوص تدریس و معلمی کاملا میتونه مدعی باشه و بگه صاحب سبک هستم.

اما چیزی که برام جالبه میل این آدم به خودنمایی و تعریف از خودش در همه زمینه هاست. و البته تخریب افراد دیگه.

چند جمله ازش که در تمام جلساتش داره تکرار میشه: من دارم گلستان رو به انگلیسی ترجمه میکنم. من توی تیم ملی کاراته  بودم الان هم کلی ورزشکارم و سن جسمانی من از سی و پنج بالاتر نرفته.  من به موسیقی ایرانی و دستگاههای موسیقی ایرانی تسلط دارم و بلدم آواز بخونم. جلیل شهناز و شجریان همه‌اش از من تعریف میکردند.پدر من توی دهاقان کلی رعیت داشت البته من از کلمه رعیت اصلا خوشم نمیاد.

جملاتی هم برای تخریب آدمهای دیگه از جمله مترجمان، بدنسازان، موسیقیدانان و.... میگه که من ترجیح میدم ننویسم.

 

از اون جهت که من  آدم دیرباوری هستم درباره همه اینا که گفته فکر کردم و تا حدودی جستجو کردم.

کتابی که ترجمه دکتر رضوانی باشه رو پیدا نکردم. با توجه به اینکه حدود شصت (طبق لغتنامه دهخدا شست هم درسته) سال داره و سالها است که در کار ترجمه است برام عجیب بود.

درباره ورزش هم متاسفانه من چیزی به عنوان بدن ورزشکاری در وجود دکتر نمیبینم و مثل بیشتر مردان شصت (شست) ساله دارای پیه و دنبه هست.

و البته درباره موسیقی وقتی یکی از همکلاسیم ازش خواست که یه دهن برامون بخونه با زیرکی از زیرش در رفت.

یاد زندگینامه ذبیح‌الله منصوری میافتم. مردی که هم دوستانش و هم منتقدینش متفق‌القول بودند که آرام و متواضع و ساده زیست و گوشه‌گیره و بیشتر عمرش را در کتابخانه منزلش به ترجمه و البته اقتباس از آثار ادبی فرانسه گذراند.

کیفیت ترجمه هاش به صورتیه که با وجودیکه  27 سال از مرگش میگذره هنوز آثارش چاپ میشه و مشتری داره.

خلاصه اینکه مُشک آن است که خود ببوید نه آنکه عطار بگوید.

 

[ ۱۳٩٢/٩/۱٢ ] [ ۱۱:۱۱ ‎ق.ظ ] [ سوسن سوسن ] [ نظرات () ]
.: Weblog Themes By themzha :.

درباره وبلاگ

....
موضوعات وب
 
صفحات دیگر
امکانات وب