رویاهای آویزون
 
نويسندگان
لینک دوستان
پيوندهای روزانه

دیروز میخواستم برم بقالی نزدیک شرکتمون خرید کنم. یه عمله ایستاده کنار در تا میبینه یه زنی از دور میاد میره دقیقا جلوی در می‌ایسته که خانمه بهش بگه برو کنار اونم بگه چشم!

منم میخواستم برم بقالی بهش گفتم برو کنار. ذوق کرد! دل عمله‌ای رو شاد کردم.

واقعا نمیدونم آدم از صبح تا غروب چند تا دیوانه روانپریش توی این جامعه میبینه.

[ ۱۳٩٢/٥/٢٧ ] [ ۸:٠٩ ‎ق.ظ ] [ سوسن سوسن ] [ نظرات () ]
.: Weblog Themes By themzha :.

درباره وبلاگ

....
موضوعات وب
 
صفحات دیگر
امکانات وب