رویاهای آویزون
 
نويسندگان
لینک دوستان
پيوندهای روزانه

یکی از آرزوهام ادامه تحصیل توی رشته محیط زیسته گرایش فاضلاب.

خیلیها به من میگن برو و دکترای بیوتکنولوژی بخون (ادامه ارشدم)

اما دلم نمیخواد بیو رو ادامه بدم. احساس میکنم توی ایران یه کار خیلی تحقیقاتیه نه عملی. ضمن اینکه الان هفت ساله که توی کار آب و فاضلابم.

چند وقت پیش رفتم و کتابهای کنکور ارشد مهندسی شیمی رو دوباره خریدم تا بخونم. هدفم رشته مهندسی شیمی گرایش محیط زیست بود در یک دانشگاه دولتی که توی شهر تهران فقط شریف و تهران و پلی تکنیک دارند. خودم شریف رو میخوام چون دکتر برقعی که خیلی توی رشته فاضلاب قبولش دارم اونجا درس میده.

امروز توی دفترچه دانشگاه آزاد یه رشته دیدم که توی کنکور دولتی نبود. رشته مهندسی محیط زیست - گرایش فاضلاب که توی تهران فقط دانشگاه علوم و تحقیقات داره و مدیر گروه فاضلابش هم دکتر برقعیه.

یاد قانون 80-20 افتادم.

الان اگه بخوام شریف قبول بشم باید خیلی درس بخونم و تقریبا هیچ تفریح و مطالعه جنبی نداشته باشم. ضمن اینکه باید درسهایی که دوست ندارم رو هم بخونم. مثلا ترمودینامیک و انتقال جرم و....   شانسم هم در برابر کسانی که تازه از لیسانس فارغ‌التحصیل شدند کمه.

اما اگه بخوام برم علوم تحقیقات درسهای محبوبم رو باید بخونم. تصفیه فاضلاب- مکانیک سیالات- آلودگیهای محیط زیست. لازم هم نیست خیلی خرخونی کنم چون خیلیها ترجیح میدند یه سال دیگه بخونند و برند دانشگاه دولتی.

آیا داشتن ارشد محیط زیست جز هشتاد درصد بی اهمیته یا بیست درصد مهم؟

آیا اگه بتونم درسهایی که خوشم میاد رو بخونم و تفریح کنم و شهریه بدم بهتره یا اینکه درسهایی که دوست ندارم رو بخونمو یک سال تفریح نکنم و بعدش شهریه ندم؟

متفکر

متفکر

[ ۱۳٩۳/٢/٢٤ ] [ ٩:۳۱ ‎ق.ظ ] [ سوسن سوسن ] [ نظرات () ]
[ ۱۳٩۳/٢/٢٢ ] [ ۱:۱٤ ‎ب.ظ ] [ سوسن سوسن ] [ نظرات () ]

نهایت آرزوی خیلی از ایرانیها شده داشتن اقامت آمریکا یا کانادا.

یه زمانی داشتنش کلاس بود.

الان نداشتنش برای قشر خاصی شده بیکلاسی!

مثلا به این ماجرا توجه کنید (داستان دختر عموی یکی از دوستانم):

خانمی که همسر ثروتمندی داره به تنهایی برای گرفتن ویزای توریستی آمریکا اقدام میکنه.

ویزا دریافت میشه و خانم وقتی که سه ماهه بارداره به تنهایی به آمریکا میره. شش ماه بعد بچه‌اش رو به دنیا میاره. شش ماه هم اونجا میمونه و بعد با بچه شش ماهه متولد آمریکا به ایران برمیگرده.

بچه متولد اونجاست و بعدها به راحتی میتونه بره آمریکا و پدر و مادرش هم میتونند از طریق اون اقدام کنند.

اما نکته اینجاست که پدر بچه موقع تولد پیشش نبوده. شش ماهه فقط تصویر از بچه‌اش دیده و بغلش نکرده.

من روانشناس نیستم و روانشناسها رو دوست هم ندارم اما یادمه از یک روانشناس شنیدم بچه آدمیزاد از بدو تولد هم به پدر نیازمنده و هم به مادر. شاید وابستگیش به مادر بیشتر باشه اما خیلی از مواقع باید توی بغل پدرش باشه و صدای پدرش رو بشنوه.

مسلما سلامت روح و روان بچه مهمتر از اقامت آمریکا است.

الان اگه از مامان و باباش بپرسید میگه اشکال نداره بزرگ میشه میره خارج حالش خوب میشه!

[ ۱۳٩۳/٢/۱۳ ] [ ٦:٢٥ ‎ب.ظ ] [ سوسن سوسن ] [ نظرات () ]
[ ۱۳٩۳/٢/۱٠ ] [ ٧:٠٦ ‎ق.ظ ] [ سوسن سوسن ] [ نظرات () ]

روانشناسها میگن آدم سالم کسیه که بگه: من خوبم بقیه هم خوبند.

منم همین نظر رو دارم چون همیشه دور خودم یک حریم دارم و به هیچکس خیلی نزدیک نمیشم برای همین همه به نظرم خوب میان. اما کافیه به یه آدم نزدیک بشم.......

میگن درون آدم یه خدای کوچک هست و یه دیو کوچک که دائم با هم در جنگ هستند.

وقتی از آدمها دور هستم نه خدای درونشون رو میبینم نه دیو رو اما اگه بهشون نزدیک بشم فقط دیو درونشون رو میبینم. این دیو درون ظاهرا خیلی قویه و خیلی بیجنبه و بیشعوره.

همون بهتر آدم با هیچکس خیلی صمیمی نشه.

چون بسی ابلیس آدمروی هست/پس به هر دستی نشاید داد دست/

[ ۱۳٩۳/٢/٧ ] [ ۱:٠٥ ‎ب.ظ ] [ سوسن سوسن ] [ نظرات () ]
.: Weblog Themes By themzha :.

درباره وبلاگ

....
موضوعات وب
 
صفحات دیگر
امکانات وب