رویاهای آویزون
 
نويسندگان
لینک دوستان
پيوندهای روزانه

دیروز یک پشه رو کشتم

و خیلی خیلی از این کار لذت بردم

تا چند ثانیه قبل داشت ویز ویز میکرد

و وقتی که اصلا حواسش نبود و روی دیوار نشسته بود تا خستگی درکنه و ویزویز دوباره رو شروع کنه، لهش کردم

مرگ اینقدر سریع به سرش نازل شد که فقط دید داره بالای ابرا پرواز میکنه

من یه قاتل بالفطره هستم

یک جان رو به همین راحتی گرفتم

جان یک موجود ظریف و بسیار بسیار پیچیده که کلی توی خلقتش زحمت کشیده شده بود

 

[ ۱۳۸٩/٩/٢٩ ] [ ۳:٢٩ ‎ب.ظ ] [ سوسن سوسن ] [ نظرات () ]

قبلا فکر میکردم وقتی بچه بودم با وجودی که کشور در جنگ بود انگار مردم شادتر بودند.

بعد به این نتیجه رسیدم که من اونوقت عینکی به چشمم زده بودم که دنیا رو قشنگتر میدیدم.

الان به این نتیجه رسیدم دنیا همون شکلیه من یه عینکی زدم که زشت میبینمش.

باید برم عینکم رو عوض کنم.

دکتر چشم خوب سراغ دارید؟

 

[ ۱۳۸٩/٩/٢٢ ] [ ٧:۱٧ ‎ب.ظ ] [ سوسن سوسن ] [ نظرات () ]

حالت تهوع بهم دست میده وقتی برنامتون رو میبینم

با اون مجری که دریدگی از قیافش میریزه

از اینکه راه میافتید با دوربین مخفی توی هر سوراخی سرک میکشید

از همتون متنفرم

چندش آورید

خاک بر سر همتون

اون وقت میگن

خلق همه یکسره نهال خدایند ....

آخه شماها نهال خدایید؟

یه مشت جنس بدلی شبیه آدم

فقط شبیه آدم

 

[ ۱۳۸٩/٩/۱٤ ] [ ۸:٤۳ ‎ب.ظ ] [ سوسن سوسن ] [ نظرات () ]

طرز تهیه شال گردن ساده و زیبا

مواد لازم:

دو کلاف صد گرمی دو رنگ صورتی و سفید ترجیحا ضخیم

کمی کاموای صورتی پر رنگ و سبز نازک

یک قلاب متناسب برای کاموای صورتی پررنگ و سبز (من قلاب شماره ٢ انتخاب کردم)

و حدود دو ساعت وقت....

اول کلافها رو باز کنید و به صورت یک کلاف دولا حدود ١٢٠ سانتی‌متر ایجاد کنید و کامواهای صورتی و سفید رو حسابی قاطی کنید بعد یک سر کلاف رو با یک تکه کاموا گره بزنید و قیچی کنید. سر دیگر رو قیچی کنید و بعد از بالا به هر تعداد که دوست داشتید گیسبافت ببافید. من ۶ تا بافتم. بعد انتهای بافت رو هم مثل بالا با یک تکه کاموا ببندید.

حالا برای تزئین میتوانید دو تا گل با کامواهای نازک صورتی پررنگ و سبز درست کنید.

اول ۶ تا زنجیره با نخ سبز بزنید. رج رو ببندید.

رج بعدی ١٢ تا زنجیره روی اون ۶ تا بزنید. یعنی در هر زنجیره دو تا زنجیره بزنید و رج رو ببندید.

رج سوم (رج آخر) ١١ تا زنجیره بزنید و در دانه بعدی فرو کنید. دوباره ١١ تا زنجیره و ..هر ١١ زنجیره یک گلبرگ میشود.

گلها رو روی انتهای شال مثل عکس وصل کنید.

بسیار ساده و جالب با حداقل زمان ممکن.

 

 

[ ۱۳۸٩/٩/۱۱ ] [ ٦:۳٦ ‎ب.ظ ] [ سوسن سوسن ] [ نظرات () ]

وقتی سرعت آدم توی زندگی بالا میره، سطح زیادی از زندگی رو میتونه طی کنه و ببینه

اما در عوض عمق کمی رو تجربه  میکنه.

مثل زندگی من که همه چیز به عجله داره میگذره.

حتی کتاب خوندنم. انگار یکی دنبالم کرده.

چه قدر دلم میخواد یه روز با خیال راحت بیدار شم برم خرید پارچه و نخ و کاموا و پازل. با خیال راحت یه روزایی نقاشی کنم. یه روزایی خیاطی، قلاب بافی و گاهی هم پازل درست کنم. چه قدر دلم میخواد عصرها فرانسه بخونم و بدون ترس از ترافیک و گیر کردن پشت ماشینها با خیال راحت برم سینما.

چه قدر دلم میخواد برم پیاده روی بدون نگرانی از دیروقت شدن و دیر خوابیدن و خستگی فردا سر کار.

چه قدر دلم میخواد بدون عجله آشپزی کنم.

چه قدر از عجله سر کار بیزارم. "کی این طراحی آماده میشه؟" "کی میتونید اینو برستید برای کارفرما؟"  "زود باشید دیگه. برای شما که کاری نداره."  "اشکال نداره چند تا غلط هم توش باشه. فعلا بفرستیم ببینیم چی میشه."

 

[ ۱۳۸٩/٩/۱۱ ] [ ٦:٠۱ ‎ب.ظ ] [ سوسن سوسن ] [ نظرات () ]

I LOVE MY LIFE

I LOVE MY FAMILY

I LOVE MY JOB

I LOVE MY COUNTRY

I LOVE ALL WORLD

I ADORE MYSELF

 

[ ۱۳۸٩/٩/۱۱ ] [ ۱٠:٠۳ ‎ق.ظ ] [ سوسن سوسن ] [ نظرات () ]

فکر میکنم باید یه تجدید نظری درباره نگرشم نسبت به دنیا و زندگی داشته باشم.

اردیبهشت وقتی رفته بودم شیراز توی یکی از موزه‌ها عکسهای قدیم شیراز شاید صد سال پیش بود. واقعا از لحاظ آبادانی با الان قابل مقایسه نبود. عکس آدمهایی هم که انداخته بود همه کثیف و با لباسهای پاره و شندر پندر بودند. مقبره حافظ هم این شکلی نبود یه قبر معمولی بود.

با خودم فکر کردم حتما در زمان خود حافظ وضعیت شهر به مراتب از این بدتر بوده پس این همه فکرهای زیبا و شعرهای لطیف حافظ از کجا نشات میگیره؟

وضعیت بهداشت قابل مقایسه با گذشته ها نیست. انواع و اقسام شوینده ها و عطرها و لوازم آرایشی. تنوع خوراک و لباس.

تازه اینها جدا از انواع و اقسام کتابها و روزنامه هایی هست که هر روز چاپ میشند و  آدم به راحتی میتونه بخره.

تلویزیون، رادیو، ماهواره.

پس چرا ما آدمها اینقدر دیدمون ضعیف شده. همش زشتیها رو میبینیم. همش غر میزنیم. اصلا وقت برای هیچ کاری نداریم. همش عصبانی هستیم.

 

[ ۱۳۸٩/٩/۸ ] [ ۸:۳٦ ‎ق.ظ ] [ سوسن سوسن ] [ نظرات () ]

احساس خفگی میکنم

احساس میکنم توی کله‌ام پر از سربه

همش خسته هستم

آخ چه قدر دلم میخواد از این شهر آلوده شلوغ فرار کنم

 

[ ۱۳۸٩/٩/۸ ] [ ۸:۳٥ ‎ق.ظ ] [ سوسن سوسن ] [ نظرات () ]

آدمهای ساده را دوست دارم.
همان ها که بدی هیچ کس را باور
ندارند. همان ها که برای همه
لبخند
دارند. همان ها که همیشه هستند،
برای همه هستند.
آدمهای ساده را
باید مثل یک تابلوی نقاشی
ساعتها تماشا کرد؛
عمرشان کوتاه است.
بس که هر کسی از راه می رسد
یا ازشان سوءاستفاده می کند یا
زمینشان میزند
یا درس ساده نبودن بهشان می دهد.
آدم های ساده را دوست دارم.
بوی ناب
آدم” می دهند

 

 

 

این شعر رو یه دوست خوب برام فرستاده

 

[ ۱۳۸٩/٩/٦ ] [ ۱٢:۱٤ ‎ب.ظ ] [ سوسن سوسن ] [ نظرات () ]

دلم گرفته

از بعضی از آدمها....

 

 

[ ۱۳۸٩/٩/٢ ] [ ٩:٠٥ ‎ق.ظ ] [ سوسن سوسن ] [ نظرات () ]
.: Weblog Themes By themzha :.

درباره وبلاگ

....
موضوعات وب
 
صفحات دیگر
امکانات وب